همچنین، جمعي از اعضاي شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت، بعد از ظهر امروز با خانواده سعيد حسيننيا در منزل ايشان ديدار کردند.
در اين ديدار خانواده سعيد حسيننيا نسبت به وضعيت نامشخص فرزندشان ابراز نگراني کردند.
منبع: وقت آزادی
همچنین، جمعي از اعضاي شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت، بعد از ظهر امروز با خانواده سعيد حسيننيا در منزل ايشان ديدار کردند.
در اين ديدار خانواده سعيد حسيننيا نسبت به وضعيت نامشخص فرزندشان ابراز نگراني کردند.
منبع: وقت آزادی
پس از پخش فیلم اعترافات این دو پژوهشگر ایرانی ، تعدادی از زندانیان سیاسی با اعلام این مطلب گفتند که در دوران بازداشت در بند ۲۰۹، چند بار بدون چشم بند به این دفتر برده شده اند .
فیلم اعترافات این دو پژوهشگر ایرانی با عنوان به نام دموکراسی در حالی از تلویزیون ایران پخش شد که پیش از این نهادهای مدافع حقوق بشر و خانواده این دو زندانی نسبت به اعمال فشار بر آنان در جهت اخذ اعتراف اظهار نگرانی کرده بودند.
گفتنی است هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش کماکان در بند ۲۰۹ نگهداری می شوند.
منبع: کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
در مراسم چهلمین روز درگذشت پرویز ورجاوند، یکی از اعضای کمیته زنان جبهه ملی گفتگوی کوتاهی با اعضای کمیته پیگیری دفتر تحکیم وحدت انجام دادند که در زیر میخوانید:
- تحلیل شما از برخوردهای اخیر با فعالان دانشجویی به خصوص بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، چه میباشد؟
- من با چنین برخوردهای خصمانهای مخالفم، وقتی حکومت با یک تشکل دانشجویی با چنین پیشینهای این طور برخورد میکند، یعنی با هر کس که حق را میگوید، مخالف است و میخواهد همه در مقابلش سکوت کنند. در جامعهای که ادعا میشود آزادی وجود دارد، چه طور کسی حق ندارد حتی از خانهاش بیرون بیاید و در یک تجمع مسالمتآمیز شرکت کند؟!
- به نظر شما، فعالان دانشجویی برای آزادی یاران در بندشان چه راهی پیش رو دارند؟
- باید دانشجویان با دیگر فعالان اجتماعی دور هم جمع شوند و تبادل نظر بین آنها بیشتر شود، و مردم از اینکه دور هم بنشینند و تبادل نظر کنند، نترسند.
دکتر محمد ملکی، نخستین رییس دانشگاه تهران در سالهای پس از انقلاب میباشد. ایشان در دیدار با اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، به بیان دیدگاههای خود در جریان بازداشتهای اخیر اعضای شورای مرکزی و یورش به دفتر ادوار تحکیم وحدت پرداختند، گزیدهای از آن در زیر میآید.
محبوبه عباسقلی زاده ، از فعالین جنبش زنان در گفتگوی کوتاهی که با اعضای کمیته پیگیری دفتر تحکیم وحدت داشت ، تحلیل ها ودیدگاه خود را نسبت به بازداشت های اخیر فعالین دانشجویی بیان کرد . وی در تشریح دیدگاه خود نسبت به هدف حکومت از برخورد با دانشجویان گفت :
دانشجويان سياسي عضو تشكيلات دفتر تحكيم در سراسر كشور در واكنش به اين برخوردها و در غياب اعضاي مركزيت خود اقدام به بازسازي اعضاي خود كرده و بويژه شوراي تهران اين تشكل دانشجويي با تشكيل هيات رييسه اي مسائل مربوط به بازداشت شدگان وساير برنامه هاي تشكيلات را پي گيري مي كند.
پویان محمودیان مدیر مسئول نشریه دانشجویی ریوار پس از ۷۴ روز حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.نشریه ریوار یکی از چهار نشریه ای بوده است که لوگوی آن جعل گردید و با مطالبی موهن انتشار یافته بود.گفتنی است پس از انتشار این نشریات هر چهار مدیر مسئول طی چندین نامه هر گونه دخالت در تهیه و انتشار این نشریات را تکذیب کرده بودند، اما با این وجود همگی دستگیر شدند.از سه روز پیش نیز به ترتییب آقایان مجید شیخ پور،عباس حکیم زاده و علی صابری آزاد شدند و برای مقداد خلیل پور دیگر دانشجوی زندانی نیز قرار وثیقه صادر شده است.اما خبری از آزادی سه دانشجوی دیگر ،احسان منصوری ،احمد قصابان و مجید توکلی نمی باشد.این سه دانشجو از حدود یک هفته پیش در اعتراض به وضعیت نا مشخص خود اعتصاب غذا نموده اند.
تحلیلگران معتقدند انتشار این نشریات سناریویی از پیش طراحی شده از سوی نیروهای امنیتی بوده است برای سرکوب فعالین دانشجویی و خاموش نمودن صدای دانشگاه .اتفاقاتی که در مدت ۸۰ روز گذشته از انتشار آن نشریات رخ داده است موید صحت این تحلیل می باشد.خبرنامه امیرکبیر به زودی مستنداتی در مورد این پروژه امنیتی منتشر خواهد نمود.
منبع: خبرنامه امیرکبیر
کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده های شان، نامشخص بودن وضعیت زندانیان دانشجوی پلی تکنیک و بازداشت شدگان دانشجوی روز ۱۸ تیر و شکنجه آنان دست به اعتصاب غذا زدند. دادگاه اولیه این سه فعال سیاسی حبس تعزیری ۳.۵ تا ۴.۵ ساله برای آنان صادر نمود.اما پس از گذشت ۵ ماه از صدور این حکم و درخواست تجدید نظر هنوز دادگاه تجدید نظر تشکیل نشده است و این سه فعال سیاسی وضعیت مبهمی دارند و از حقوق عادی یک زندانی برخوردار نیستند.
این موضوع در حالی است که مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده هایشان و شکنجه های روحی – جسمی اعمالی از روز شنبه هفته گذشته اعتصاب غذا کردند.این سه دانشجو دو ماه و نیم پیش دستگیر شده و طی این مدت به منظور اعتراف به گناه ناکرده در مورد انتشار چهار نشریه دانشجویی با لوگوی جعلی و مطالب موهن تحت فشارهای روحی و جسمی شدید قرار گرفته اند و طی این مدت حتی یک بار با وکیل خود دیدار نکرده اند. با این حساب در حال حاضر شش تن از فعالین سیاسی در اوین اعتصاب غذا نموده اند.
منبع: خبرنامه امیرکبیر
جمعي از اعضا شوراي مركزي و مجمع عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شيراز و علوم پزشكي كه به اتفاق دكتر رضا يوسفيان نماينده شيراز در مجلس ششم،جمعي از اعضا شوراي مركزي ادوار تحكيم وحدت (شاخه فارس) وچند تن از اعضا شاخه دانشجويي جبهه مشاركت ايران اسلامي به ديدار خانواده مجيد توكلي از دانشجويان بازداشتي امير كبير رفته بودند ، بر لزوم آزادي و پيگيري وضعيت دانشجويان بازداشت شده تاكيد كردند.
نوشتهای از ثمینا رستگاری:
عبدالله مومني سخنگوي ادوار تحكيم وحدت در زندان است. او پيش از اين نزديك به يك دهه در انجمنهاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت فعاليت كرده است و هنوز موقعيت خود را در ساختار سياسي ايران حفظ كرده است. در سالهايي كه چند ماه زندان ميتوانست بهترين دليل براي رفتن از ايران باشد او نرفت و ماند و در تمام اين سالها توانست دفتر تحكيم وحدت را هم از وادي قدرتخواهي بيرون كشد و هم از آنها كه آزادي را در كولهپشتيهاي سربازان امريكايي جستوجو ميكنند تبري جويد و در اين راه در مقابل طيف وسيعي از آنها كه به دست آوردن يك پست دولتي ميتوانست انگيزه فعاليت سياسيشان باشد تا آنها كه بقا را نه در نقد قدرت كه در پخش پوسترهاي تبليغاتي ميديدند مقاومت كند.
نوشتهای از مهرانگیز کار:
اقرار صحيح ويژگي هايي دارد. اقرار بر ضد خود و ديگران در برابر دوربين هاي تلويزيوني که در محوطه زندان نصب مي کنند از مصاديق اقرار غير صحيح، بي اعتبار و غير قابل استماع است. اقارير تلويزيوني هاله اسفندياري و کيان تاجبخش نه فقط با موازين جهاني حقوق بشر در تعارض است، بلکه با ويژگي هاي و شيوه هاي ذکر شده در شريعت اسلام هم سازگار نيست.
نوشتهای از جلالالدین حجتی:
دل نگرانم! هر چه مي انديشم و به كتابچه ذهن خويش مراجعه مي كنم، انگار هيچ گاه روزهايي اينچنين دل نگران نداشته ام.
ديشب اولين قسمت فيلم تصنعي اعترافات دو آمريكايي ايراني تبار به همراه اعترافات رامين جهانبگلو پخش شد. فيلمي كه هر چند اتهام مشخصي را به جز فعاليت داشتن در آمريكا و البته در زمينه ايران!!! به آنها بار نمي كرد، اما شايد هدف ديگري را در بطن خود مي پروراند. افشاي انقلاب مخملين يا رنگين كه توطئه اي از طرف آمريكاست براي سرنگوني حكومتهايي كه حتي تلويزيون ايران هم ابايي ندارد كه مثلاً بگويد 15 سال حاكميت بلامنازع داشته اند(آقايف در قرقيزستان) و البته تأكيد بر ضرورت مبارزه با مسببان و عاملان آن يعني جوانان و دانشجويان.
نوشتهای از فخرالدین حیدریان:
اصطلاحاتی مانند انقلاب مخلمین یا انقلاب های رنگی پس از وقوع تحولاتی در برخی از کشور های آسیای میانه به شکلی جدی وارد تحلیل های سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه از جمله ایران شد.
تعریفی جامع این شکل از تحولات را می توان اینگونه ارائه کرد : حرکاتی اعتراضی با منشاء و خواست داخلی نسبت به حکومت یا دولت حاکم با تکیه بر نیروها و تشکل های مدنی که حمایت مادی و رسانه ایی خارجی در تسریع وبه نتیجه رسیدن آن نقش مکمل را دارد .
نوشتهای از فریبا داوودی مهاجر:
حاکمیت دوگانه ای که به نام اصلاحات در هشت سال دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی شکل گرفت فرصت مناسبی برای ایجاد و شکل گیری حرکت هایی بود که بعدها نام خرده جنبش اجتماعی را به خود اختصاص داد.
ادوارنیوز:فعالین و نمایندگان احزاب سیاسی استان همدان در اعتراض به بر خورد های صورت گرفته با فعالین دانشجویی و دستگیری تعدادی از اعضا ء سازمان ادوار تحکیم وحدت و پلمپ دفتر مرکزی این سازمان گرد هم آمدند
ادوارنیوز: سید مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ضمن ابراز نگرانی از انتشار اخبار مربوط به فشار بر بازداشت شدگان 18 تیر برای اعترافات تلویزیونی، این سناریوها را بی اعتبار دانست.
تاجزاده در این خصوص به خبرنگار سایت نوروز که مواضع جبهه مشارکت را منعکس می کند گفته است:
همانطور كه هفته گذشته در جریان نشست شاخه دانشجویی جبهه مشاركت در اعتراض به این بازداشتها اعلام كردم، اعترافات احتمالی بازداشتشدگان هیچ ارزشی نخواهد داشت.
وی با تاكید بر ضرورت آزادی سریع و بدون قید و شرط تمامی بازداشتشدگان گفت: ما هرگونه اعترافی را كه به شكل مصاحبه تلویزیونی یا مطبوعاتی از این عزیزان منتشر شود، بیارزش و فاقد اعتبار میدانیم؛ چراكه معتقدیم اظهارات زندانی در شرایط تحت فشار صورت میگیرد.
تاجزاده افزود: بههمین خاطر، مواضع عزیزان دفتر تحكیم و سازمان ادوار تحكیم وحدت را همان مطالبی میدانیم كه در دوره آزادی و قبل از بازداشت از آنها منتشر شده است.
از خانه عبدالله مومني مي آيم. خانه اي كه امروز عصر ماموران اطلاعات، نمي دانم آن را به قصد يافتن كدامين مدرك و سند، زيرورو كرده بودند. در صورت همسرش وقتي كه در را گشود نگراني موج مي زد و نفرت و در صورت معصوم دو فرزندش- امير و حميد- لبخندي تلخ؛ حسي دوگانه. ديدار پدر كه همراه مامورين آمده بود، شادمانشان كرده بود اما لاغري مضاعف پدر و ريشي كه بر چهره نشانده بود، لبخندشان را با تلخي همراه ساخته و آثار ضرب و شتم و كبودي بر روي بدن او اشك را برگونه امير 10 ساله اش جاري ساخته بود.
محمدعلی دادخواه در اين باره به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صبح روز شنبه به همراه خانوادهی موکلانم به شعبهی دوم بازپرسی دادسرای انقلاب مراجعه و ملاقات با موکلانم را درخواست کرديم اما اجازهی ملاقات داده نشد.
عصر امروز مأموران امنیتی بار دیگر با برنامهای مشخص و هماهنگ به منزل محمد هاشمی و علی نیکونسبتی دو تن دیگر از اعضای بازداشتی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، حمله کردند. مأموران امنیتی به طور هماهنگ و در ساعت4:15 بعد از ظهر با مراجعه به منزل محمد هاشمی و علی نیکونسبتی، خود را مأمور پست معرفی میکنند و به این بهانه وارد منزل شدند، مادر هاشمی در این خصوص میگوید:" 6 نفر بودند، گفتند مأمور پست هستند. اما وقتی رفتم دم در گفتند حکم بازرسی داریم. گفتم مشکلی نیست فقط صبر کنید لباس مناسبی بپوشم، اما اجازه ندادند. بعد آمدند داخل و کل اتاقها را گشتند و اوراق و وسایل محمد و کیس کامپیوتر را بردند." همچنین مادر محمد هاشمی، از فیلمبرداری تمامی اتاقها، حتی اتاق خواب توسط نیروهای امنیتی خبر داد. خواهر علی نیکونسبتی در این مورد میگوید:" به ایشان گفتم از دیوار اتاق خواب حق ندارید فیلم بگیرید، که توجهی نکردند. بعد هم همه وسایل علی و برادرم محمد و کیس کامپیوتر را که البته مال علی نبود، بردند." همچنین مادر محمد هاشمی از بازرسی کیف شخصی خود توسط نیروهای امنیتی و ضبط دفترچه تلفن شخصی خود که تلفن وکلا و خانوادههای بازداشتشدگان را در آن نوشتهبود و اوراق نوشتهشده برای ارگانهای مختلف مانند دادگستری، امور زندانها و حتی آدرسهای افرادی چون دفتر آیتالله شاهرودی؛ خبر داد. مادر هاشمی همچنین از قطع کردن تلفن منزل ایشان توسط نیروهای امنیتی در زمان بازرسی منزل خبر داد و گفت سؤالاتی از من پرسیدند که از پاسخگویی به آنها امتناع کردم.
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند…
روزگار غریبی است.روزگاری که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. این روزها زتند باد حوادث نمی توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یاسمنی. کثیری از یاران آزادیخواهمان که خواستی جز زندگی شایسته و آزاد برای خود و دیگران ندارند بدین جرم در بندند و باقی تلخکامانه شاهد بی خردی و انسان ستیزی حاکمان این دیار و در دل زمزمه می کنند :
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است!
آری روزگار، روزگار سرمای زمستان است و کامها به زهر کین کینه توزان تمامیت خواه به تلخی آغشته و طعم شیرین آزادی و عدالت از یادها رفته.ناخدای استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودی حریت بسته است و بی هیچ شرمی شمشیر را از رو بسته و آشکارا در میانه میدان هل من مبارز می طلبد.
روزی به انتقام فریاد اعتراض دانشجویان بر سر رییس دولت مهرورز جمهوری اسلامی و پس از ناکامی مریدان حلقه به گوش قدرت در مسند ریاست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی پلی تکنیک به حیله و ناجوانمردی و رذالت نشریات دانشجویان مظلوم را جعل می کنند و سپس در کوی و برزن فریاد سر می دهند که پیشاپیش “یقین” داریم که کار، کار دانشجویان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهی است و خود نیک می دانند که اگر مثقالی عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد این خود آنانند که متهم اصلی غائله خواهند بود و دامان دانشجویان از این تهمت پاک، یاران شکنجه گرشان را به مدد می گیرند تا مگر دانشجویان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و این اعتراف را به درگاه اربابانشان هدیه کنند و از آن بهانه سرکوب های آینده را بسازند وسیاست النصر بالرعب خود را بیشتر پیش برند.
روز دیگر و زمانی که این حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجویان و شجاعت جمع چند نفره شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت کارساز نمی یابند و آنان به نمایندگی از پیکره زخم خورده جنبش دانشجویی ایران و در روزی که نماد مظلومیت دانشجویان و سمبل توحش و درندگی اقتدارگرایان است یعنی ۱۸ تیرماه تحصنی چند نفره و مسالمت آمیز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار می کنند، چاره کار را در ربودن آنان می یابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوین! منتقل می کنند و باز به همین هم اکتفا نمی کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر یک حزب قانونی یورش می برند ، به ضرب گلوله در می شکنند و حرمت انسانیت می درند و جمعی از بهترین فرزندان ایران زمین را راهی محبس می کنند.
و اینک ما مانده ایم و دانشگاههایی ویران و زندان هایی آباد . چه جای دانشگاه است بهتر است بگوییم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسیم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعایت می کند وسهم هیچ کس را از یاد نمی برد.هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و دانشجویان خود چنین نمی کنند که در این ملک می کنند.دانشگاههای ایران امروز تاوان خردستیزی جریانی را می پردازد که با دو ابزار دروغ پراکنی سازمان یافته و سرکوب و تهدید و تحدید لجام گسیخته به باز گرداندن جامعه ایران به سالهای تاریک دهه ۶۰ می اندیشد و در این راه تاب تحمل صدای هیچ مخالف و منتقدی را ندارد.
اشغال کنندگان امروز جایگاه قدرت در ایران هرچند در ابتدا سعی بر آن داشتند تا با گرفتن ژست های مردم فریبانه و وعده های دروغین و لبخندهای ساختگی به گونه ای وانمود کنند که نسبتی با سرکوب ندارند و همه این شایعات را به دشمن موهوم و خیالی نسبت می دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهیت پلید اندیشه مستبدانه شان از یک سو و ناتوانیشان در اداره امور اولیه و بدیهی جامعه از سوی دیگر و از آنجا که نه جامعه ایران جامعه ۲ دهه پیش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگویی و تمامیت خواهی،چاره ای جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسیدن به سراب خام خود نیافتند. هم از این رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و برای زهر چشم گرفتن از جامعه و پیش گیری از هر اعتراضی زنان و جوانان کشور هم هر یک شاهد تحقیر گسترده و سازمان یافته خود از سوی نیروی سرکوب حاکمیت شدند. صدالبته دانشجویان و دانشگاهیان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد و مخالفت با حجت شرعی برای استبداد تراشیدن بیش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.
اما در میانه این همه سرکوب و بی عدالتی از ربودن و دربند کردن دانشجویان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بیداری و تهدید و ارعاب آنان نباید از یاد برد که بزرگترین هدف تاریک اندشان حاکم کردن “ناامیدی” و “یاس” بر فضای جامعه تحول خواه ایران است. شب نهادانی که ایده ها و اعمالشان ریشه در جمود و ایستایی قرون وسطایی دارد با خود می اندیشند که با تند کردن هر چه بیشتر برخورد ها و سنگین کردن فضای فعالیت های مدنی می توانند ناامیدی را در ذهن و روح آزادیخواهان حاکم کنند و امید به هر تحولی را از اذهان بزدایند.
بی شک روزگار ناامیدی حساس ترین مقطع تاریخ هر جامعه ای است.از اینجاست که یا بر می خیزند با عزمی جزم، امیدی برقرار و همتی بلند یا فرو می افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ایام گرد فراموشی می گیرد و تنها یادی از آنها در تاریخ باقی خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پی گیری مستمربرای آزادی دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را می پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزادیخواهی و مقابله با حاکم شدن فضای پلیسی-امنیتی بر کشور اجازه ندهیم امید شوم تاریک اندیشان در ناامید کردن همگان از تحول به نفع حاکمیت آزادی و تحقق دموکراسی به بار بنشیند و ابلیس پیروز مست سور عزای آزادی را به سفره بنشیند. ما در کنار سایر یاران دبستانیمان و جامعه تحول خواه و پویای ایران اجازه نخواهیم داد آنان که سودای خام حقنه کردن سالهای تلخ و تیره دهه ۶۰ به جامعه را در سر می پرورند بار دیگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.
در پایان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگاه ایران اسلامی و ابراز نگرانی نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شدید آنان دربند ۲۰۹ اوین برای اخذ اعترافات دروغین، اعلام می کند تا آزادی تمامی بازداشت شدگان ۱۸ تیرماه ۸۶ از پای نخواهد نشست و با تمامی توان در کنار آنان می ایستد و برای آزادیشان تلاش خواهد کرد.
گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
جمعی از پژوهشگران و اساتید ايراني دانشگاه هاي خارج از كشور طي نامه اي به موج اخیر برخورد با دانشجویان در ایران اعتراض كردند.
در اين نامه آمده است:
ما امضا کنندگان زیر تهاجم اخیر نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به ساحت دانشگاه ها و بازداشت خودسرانه اعضاء شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم وحدت) را که، برای بزرگداشت حرکت اعتراضی دانشجویان در ۱۸ تیر ماه سال ۱۳۷۸، به تحصّنی مسالمت آمیز دست زده بودند به شدّت محکوم می کنیم. هدف این تحصن آرام بزرگداشت و ادای احترام به دانشجویانی بود که با تحمل خطر و پرداختن بهائی سنگین به بهره جوئی از حق انسانی و مشروع خود در دفاع از آزادی ها و حقوق اساسی همۀ شهروندان ایران پرداخته بودند.
از آنجا که برهم زدن خشونت بار این تحصن و بازداشت دانشجویان و رهبران آنان آشکارا ناقض حقوق و آزادی های مسلم و اساسی شهروندان ایران، از جمله حق تجمع آزادانه و گردهمایی مسالمت آمیز آنان است، ما، به ویژه نگران از سلامت رهبران و فعالان دانشجویی بازداشت شده، آزادی سریع و بی قید و شرط آنان را خواستاریم و رهبر و رئیس جمهوری اسلامی را مسئول هر گونه رفتار غیرقانونی می دانیم که در دوران توقیف نسبت به دستگیرشدگان اِعمال شود.
ما در عین حال از جامعه بین المللی، و به ویژه نهادها و سازمان های مدافع و مروّج حقوق بشر را فرا می خوانیم که:
- اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران و نظارت
- موج تازۀ خشونت های دولتی در ایران را به شدّت محکوم کنند؛
- خواستار آزادی سریع و بدون قید و شرط همه زندانیانی شوند که اتهامی جز فعالیت درراه تحقق و تأمین موازین حقوق بشر نداشته اند؛ و
- از جمهوری اسلامی دعوت کنند که حق و آزادی مردم ایران، به ویژه دانشجویان ایران را، به فعالیت های صنفی و سیاسی مسالمت آمیز، بدون بیم از تهدید و حبس و شکنجه و خشونت، به رسمیت شناسند.
فهرست امضاکنندگان در ادامه مطلب موجود است.
علي شكوري راد عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با ارسال توضيحي نسبت به پارهاي از موارد آورده شده در گزارش نشست دانشجويي برگزار شده در جبهه مشاركت ايران اسلامي نكاتي را جهت اصلاح و تنوير افكار عمومي ارسال كردهاند. متن ارسالي ايشان به نوروز به شرح زير است: سردبیر محترم سایت نوروز با سلام، در مورد خبری که از سخنرانی اینجانب در مراسم شاخه دانشجویی جبهه مشارکت که بمنظور محکوم کردن بازداشت های صورت گرفته در روز ۱۸ تیر برگزار شده بود بی دقتی هایی صورت گرفته بود که فردای همان شب در خواست کردم اصلاح فرمائید، اما متاسفانه در همان فاصله سایت های دیگر خبری آن خبر را عینا مورد استفاده قرار دادند و در نتیجه اصلاح خبر بر روی آن سایت محترم کفایت نکرده، ناگزیر به ارسال این توضیح گردیده ام. در خبر تنظیمی عبارتهای “غیر انسانی” و “حق طلبان دربند” بکار رفته که در واژگان مورد استفاده من، نبوده است.جمله” ۱۸ تیر را حاکمان کنونی خلق کرده اند” در بیان بنده نبوده است. علاوه بر اینها اساسا اینجانب صحبتی در مورد روزنامه نگاران نداشته ام. از آنجا که اینجانب در بکار گیری ادبیات و واژگان تلاش بردقت حقوقی و اخلاقی دارم ، انتظار دارم خبرنگاران محترم نیز دقت لازم را داشته باشند. با تشکر و احترام علی شکوری راد
منبع:نوروزنیوز
بر طبق اخبار دريافتي از زندان اوين ۸ تن از بازداشت شدگان دفتر تحكيم و سازمان دانش آموختگان در بند ۲۰۹ و در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند.
عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان، مجتبي بيات عضو سابق شوراي مركزي تحكيم، محمد هاشمي، بهاره هدايت، علي نيکونسبتي، حنيف يزداني، مهدي عربشاهي و علي وفقي شش عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در سلول انفرادي هستند.
ديگر افراد بازداشت شده در بند ۲۴۰ زندان اوين بسر برده و در سلول هاي ۴ نفره نگهداري مي شوند. بهرام فیاضی، مرتضی اصلاح چی، حبیب حاج حیدری،مسعود حبیبی،سعید حسین نیا، آرش خاندل، اشکان غیاثوند و محمدحسین مهرزاد بازداشت شدگاني هستند كه در بند ۲۴۰ بسر مي برند.
طبق گزارش رسيده بازداشت شدگان و به ويزه افراد نگهداري شده در بند ۲۰۹ زير فشار شديد روحي قرار دارند. گزارش ها از ضرب و شتم عبدالله مومني و مجتبي بيات حكايت مي كند. در اين ميان عبدالله مومني بيش از سايرين تحت فشار و بدرفتاري جهت تن دادن به اعتراف تلويزيوني قرار دارد.
بازداشت شدگان از ملاقات با خانواده خود محروم بوده و حق برخورداري از وكيل را ندارند.
منبع: كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
2- مطابق اصل 27 قانون اساسی : اتشكيل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.ا
3- لازم است حاکمان بخشی از قانون اساسی را که متعلق به حقوق ملّت می باشد دوباره خوانی کنند تا شاید به خاطرشان بیفتد که مطابق همین قانون اساسی علاوه بر حاکمان ، ملّـت نیز دارای حق و حقوقی هستند که اگر رعایت حداکثری نمی شود حداقل آن به فراموشی سپرده نگردد.
4- امروز خبری از نفت بر سرسفره های مردم نیست ، تورم بیداد می کند ، فاصله طبقاتی روز به روز بیشتر گردیده ، بیکاری بعنوان یک معضل بزرگ همچنان پابرجاست دولت به ظاهر مهرورز که در تحقق وعده های انتخاباتی خود ناکام مانده به جای پرداختن به مشکلات وحل آنها با سرکوب مخالفان صالح ومنتقدان منصف با انواع اتهامات واهی می خواهد سرپوشی برناکامیها و ضعفهای خود بگذارد .
5- سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) شعبه اردبیل دستگیری ها و برخوردهای اخیر را کاملاً مغایر با قانون اساسی ،حقوق شهروندی و مغایربا شرع اسلام می داند وخواستار آزادی فوری و بی قید وشرط بازداشت شدگان و بازگشایی دفترسازمان ادوارتحکیم وحدت می باشد .
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی
شعبه اردبیل
به گزارش خبرنگار ادوارنيوز، بهرام اسماعيلبيگي از فعالان سابق دانشجويي به اتهام برگزاري تجمعات غيرقانوني،توهين به امام و تبليغ عليه نظام از سوي شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به دو سال حبس كه به مدت 5 سال به حالت تعليق درمي آيد محكوم شده است .
وقتی زنگ خانه را زدند، فکر کردم پدرم آزاد شدهاست»
با حمید رضا، پسر ۱۳سالهی عبدالله مومنی گفتگویی داشتیم. او که در این روزها انتظار پدر را داشتهاست، میگوید:
«وقتی مأمورها زنگ زدند، من فکر کردم پدرم آزاد شده. بعد که آمدند بالا و دستبند را دست پدرم دیدم، فهمیدم اشتباه کردم. ۴نفر بودند و اول خودشان را از نیروی انتظامی معرفی کردند. بالا که آمدند، ما متوجه شدیم که مأمور اطلاعات هستند. مادرم اول نگذاشت آنها وارد شوند. ولی بعد با حکم قضایی واردشدند.»
او از دیدنِ پدر با دست بند ناراحت است و میگوید: « پدرم را با دست بند دم در آوردند و دست بند زده با ما روبرو کردند. مگر پدر من به جز کتاب و علم و قلم چه کار دیگری کردهبود؟»
حمیدرضای نوجوان میگوید: «مأموران دوساعت تمام خانه را زیر و رو کردند، همه جا را از مواد غذایی گرفته تا کتاب و کمد و وسایل شخصی را گشتند و چند کارتن کتاب، جزوه، دستنوشته و سیدی را با خودشان بردند.»
او نگران وضعیت روحی و جسمی پدرش است. نگران شکنجه. لاغری پدر طی ۹روز برایش حکایت از فشارهای زندان دارد.
«وقتی داشت لباس عوض میکرد کبودیهایی روی بدنش بود. او به ما گفت در انفرادی بهسرمیبرد و ۲۴ساعت یک چراغ بالای سرش روشن است. هواخوری هم ندارد. پدرم گفت که در شرایط بدی بوده و هیچ خبری از بیرون نداشتهاست. تمام این مدت فکر میکرده همهی دوستانش آزاد شدهاند. تا امروز به پدرم اجازه ملاقات با وکیل را ندادند. به ما هم اجازه ملاقات نمیدهند.»
از او میپرسم اگر بدانی، الان پدرت سخنت را میشنود، به او چه میگویی؟
« دوست دارم به او بگویم همیشه در کنارم باشد، همیشه پیشم باشد
خانم مومني که از نحوه برخورد نيروهاي امنيتي به شدت متاثر بود گفت: آقايان همسر مرابا دستبند به همراه خود آوردند و تمامي منزل ما را تفتيش کرده تمامي کتابها دستنوشته ها و حتي پايان نامه کارشناسي ارشد او را با خود بردند.
خانم مومني ادامه داد: آنها حرمت خانه ما را که خانه شهيد است شکستند و حتي وسايل همسر شهيد مرا (برادر عبدااله مومني) نيز به هم ريخته و تفتيش کردند و به گونه اي با ما رفتار کردند که انگار ما جاني و خلافکار هستيم. آنها اسباب بازيها ي بچه ها را هم تفتيش مي کردند.
خانم مومني همچنين تصريح کرد : همسرم لاغرتر از گذشته عصبي و خسته به نظر مي رسيد و آثار کبودي بر بدنش مشهود بود. خانم مومني ادامه داد: همسرم نسبت به فشارهاي وارده بر وي در سلول انفرادي به شدت معترض بود.
در همين خصوص حجت شريفي رييس شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران با انتقاد و اعتراض شديد نسبت به نحوه برخوردهاي انجام شده با سخنگوي اين سازمان و خانواده اش گفت: متاسفانه نحوه برخورد نيروهاي امنيتي با خانواده مومني بسيار بد و حاکي از وجود اراده اي براي استفاده از تمامي ابزارهاي ممکن براي فشار بر يک زنداني سياسي بوده است .
شريفي ادامه داد: سازمان دانش آموختگان ايران با توجه به اظهارات آقاي مومني در هنگام تفتيش منزل به شدت نسبت به فشارهاي وارده بر ايشان و ساير بازداشت شدگان ابراز نگراني مي کند.
شريفي با اشاره به از سرگيري پخش اعترافات تلويزيوني گفت: ظاهرا تلاش براي تکرار سناريوهاي اعتراف سازي و اعتراف گيري در خصوص نيروهاي سياسي با اعمال رويه هاي خشونت آميز و شکنجه و فشارهاي روحي در حال انجام است.
شريفي تصريح کرد: مواضع و سخنان آقاي عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران و دبير سابق تشکيلات دفتر تحکيم وحدت بر پايه مصاحبه ها و موضع گيريهاي ايشان در خارج از زندان بوده و عواملي که قصد دارند با شکستن عبدالله مومني نسبت به يک دهه فعاليت صادقانه و شجاعانه وي در جنبش دانشجويي عقده گشايي کنند و به دنبال سناريوهاي اعتراف گيري هستند بايد بدانند که اظهارات در درون زندان و در زير فشارهاي روحي هيچگونه ارزشي ندارد.
فريادي شو تا باران
وگرنه مُرداران
عكس دسته جمعي : (برای دیدن عکس در ابعاد بزرگتر اینجا را کلیک کنید)
گيرم كه مي بريد،
گيرم كه مي كشيد،
با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد؟
پس از وقايع ۱۸ تير امسال كه در آن حاكميت با شمشير از رو بسته اقدام به دستگيري تمامي اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و تني چند از فعالين پر سابقه دانشجويي در دفتر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم) نمود و برگي نو از دفتر سياه انقلاب فرهنگي دوم را رقم زد. اما واكنش سريع و يكپارچه انجمنهاي اسلامي سراسر كشور در اعتراض به اين اقدامات خشونتآميز نشان از همبستگي تمامي فعالين دانشجويي دارد و دستگيري ۱۶ نفر از فعالين دانشجويي در روز ۱۸ تير هيچ خللي در اراده ديگر اعضاي جنبش دانشجويي براي رسيدن به اهداف دموكراسي خواهانه و همچنين نقد حاكميت اقتدارگرا نداشته است.
همچنين در جهت حفظ انسجام تشكيلات دفتر تحكيم وحدت و سامان دادن به ادامه تمامي فعاليت هاي اين دفتر در نبود موقت اعضاي شوراي مركزي، شوراي تهران اتحاديه انجمن هاي اسلامي عليرغم تعطيلي دانشگاهها در فصل تابستان فوراً تشكيل جلسه داد و هيئت رئيسه شوراي تهران را انتخاب و فعاليت خود را آغاز نمود.
در شرايط حاضر هيئت رئيسه شوراي تهران مهمترين وظيفه خود را تلاش براي آزادي اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم و ديگر بازداشت شدگان در سازمان ادوار تحكيم مي داند و براي نيل به اين هدف از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.
هيئت رئيسه شوراي تهران اعتراض خود را به نقض آشكار تمامي قوانين حقوق بشري و حتي قانون اساسي جمهوري در هنگام و پس از دستگيري دانشجويان اعلام مي كند. بر اساس اصل ۲۷ قانون اساس تجمعات چنانچه در آنها سلاح حمل نشود و مخل مباني اسلام نباشد آزاد است. حال آنكه نيروهاي امنيتي با حمله به تحصن ۶ نفره ي اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت جلوي درب دانشگاه اميركبير بر خلاف تمام قوانين موجود با متحصنين به شدت برخورد نموده و پس از چند ساعت تمامي آنان را به زندان اوين منتقل كردند.
ساعتي پس از دستگيري اعضاي شوراي مركزي نيروهاي امنيتي بدون همراه داشتن حكم قضايي به دفتر سازمان ادوار تحكيم يورش برده و با شليك گلوله وارد آن دفتر شدند و تمامي حاضرين در آن سازمان را دستگير كردند. همچنين پس از آن درب سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم) توسط نيروهاي امنيتي پلمب شد.
شواهد حاكي از آن است كه پس از دستگيري اين فعالين نيز اقدامات غيرقانوني ماموران حاكميت همچنان ادامه داشته است. به گونهاي كه عدم تفهيم اتهام به دستگير شدگان (حال آنكه هيچ يك از آنها جرمي مرتكب نشده اند)، جلوگيري از ملاقات خانواده ها و وكلاي دستگير شدگان با آنها همچنين توهين به دستگيرشدگان و انتقال ۵ تن از آنها به سلول انفرادي نشان از برخوردهاي قرون وسطايي و خلاف كليه قوانين با دانشجويان دارد.
دستگيري عبدالله مومني سخنگوي سازمان ادوار و از فعالان با سابقه جنبش دانشجويي از عناد حاكميت با تمامي نهادها و جنبش هاي مدني به اخص جنبش دانشجويي خبر مي دهد. دستگيري فله اي دانشجويان و دانش آموختگان، عدم صدور قرار وثيقه و افزايش فشار بر احسان منصوري، مجيد توكلي و احمد قصابان سه تن از دانشجويان بازداشت شده اميركبير كه حدود ۷۵ روز است در اوين به سر مي برند، دستگيري امير يعقوب علي دانشجوي دانشگاه علامه كه دو روز پس از ۱۸ تير دستگير شد، احضارهاي دانشجويان به مراجع قضايي، نهادهاي امنيتي و كميته هاي انضباطي و هزاران فشار و محدوديت بر دانشگاه و دانشگاهيان اسنادي است بر اين مدعا كه كوته فكران تازه به قدرت رسيده، انديشه ي نابخردانه ي انقلاب فرهنگي دوم را در سر مي پرورانند. آن هنگام كه دانشجويان انتصاب عضو كميسيون ديه استان كرمان را به وزارت علوم تهديدي براي دانشگاه مي دانستند، دورنمايي از پشت پرده ي اين انتصاب و انتصابات پس از آن او در ذهن داشتند و امروز با اتفاقات رخ داده آن پيش بيني ها به واقعيت نزديك شده و اين همگان را ملزم مي كند در مقابل اين اقدامات حاكميت اقتدارگرا سكوت نكرده براي شكست دادن پروژه انقلاب فرهنگي دوم لحظه اي درنگ نكنند و يا فراتر از آن، آيا سركوبهاي اخير در كنار فشار بر رسانهها از جمله توقيف خبرگزاري مستقل ايلنا و روزنامه همميهن در كنار انعطافهاي اخير در سياستهاي خارجي نظام نشان از نمايش پوشالين قدرت در برابر فشارهاي خارجي نيست؟
هيئت رئيسه شوراي تهران ضمن محكوم نمودن تمامي بازداشتها و ديگر اقدامات غيرقانوني بر قدرت نشانده شدگان، از تمامي اساتيد، دانشجويان و روشنفكران براي تلاش در جهت بهبود وضعيت دانشگاهيان دعوت به عمل ميآورد و در پايان خواستار آزادي فوري و بيقيد و شرط تمامي دانشجويان دربند مي شود.
هيئت رئيسه شوراي تهران
اتحاديه انجمن هاي اسلامي
(دفتر تحكيم وحدت)
دولت مداخلهجو حاصل جامعه مدنی ضعیف است
دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی استاد دانشگاه علامه به سوالات ادوارنیوز در خصوص اتفاقات اخیر و برخورد با دانشجویان پاسخ داده است
1- با توجه به برخوردهای اخیری که با فعالان مدنی و به ویژه جنبش دانشجویی صورت میگیرد، که نمونه آن را در بازداشت فعالان دانشجویی در روز 18 تیر ماه شاهد بودیم و با توجه به فضای بسته سیاسی که بر کشور حاکم شدهاست، ریشه این برخوردها را در چه میدانید؟
منبع:ایسنا
حجاریان: دانشجویان بازداشتی وجهالمصالحه یك معامله بزرگند
نوروز:«سعید حجاریان» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت در سخنان كوتاهی در نشست «دانشگاه و چشمانداز آینده» كه عصر روز یكشنبه از سوی شاخه دانشجویان جبهه مشاركت در محل دفتر مركزی این حزب برگزار شد، به طرح این پرسش پرداخت كه «قصه بازداشت دانشجویان چرا اتفاق افتاد؟»
حجاریان در مقام پاسخگویی به این پرسش گفت: ظاهراً قرار است معاملهای صورت بگیرد كه در آن همه چیز معلوم است و بیعانه این معامله، نامه دانشجویان هستند و به عبارتی دانشجویان وجه المصالحه قرار گرفته اند.
حجاریان ادامه داد: ترس من این است كه معاملات بزرگتری در راه باشد و حكومت بخواهد بیعانه بیشتری پرداخت كند و بنابراین، باید از دانشجویان دفاع كرد.
حجاریان گفت: معامله آنها یعنی حل مسائل بین آژانس اتمی و چگونگی حل مسائل باقیمانده و در این قصه.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی با بیان اینکه دانشجویان بازداشته شده بیعانه آنها برای حل مسائلشان است، خاطرنشان کرد: برای هر معامله وجهالمصالحهای داده میشود که وجهالمصالحه آنها دانشجویان بازداشت شده است.
حجاریان در پایان تاکید کرد: می ترسم آنها وجهالمصالحه دیگری بخواهند ولی به طور کلی چون ما بزرگترشان هستیم، باید از حرکت دانشجویی و دانشجویان بازداشته شده دفاع کنیم.
عبدی: آقایان فکر میکنند فضای عمومی جهان برای سرکوب مهیاست
نوروز: «عباس عبدی» فعال سیاسی و روزنامهنگار در نشست «دانشگاه و چشمانداز آینده» كه عصر روز یكشنبه از سوی شاخه دانشجویان جبهه مشاركت در محل دفتر مركزی این حزب برگزار شد، برخوردهای اخیر با دانشجویان، زنان، كارگران و دیگر نیروهای منتقد و ناراضی را نشانه ضعف حكومت و شكنندگی آن دانست. عبدی در سخنان خود گفت: حکومت ایران در شرایط كنونی، از طرفی «هلمنمبارز» میطلبد و آمریکا که سهل است، کل شرق و غرب را به مبارزه میطلبد؛ اما وقتی 6 دانشجو را جلوی دانشگاه نشستهاند را به نام امنیت ملی میگیرند، نشانه ضعف واقعی آنهاست.
این روزنامهنگار با بیان اینكه «هیچ حکومتی در دنیا در برابر چنین اعتراض كوچكی با چنین رفتاری مقابله نمیکند»،گفت: هرکسی تا به زندان نرفته باشد، نمیداند زندان چیست و به خصوص انفرادی چیست. اما اینکه دانشجو را به انفرادی ببرند، یعنی سیستم اعتماد به نفسش را از دست داده است.
عبدی تاكید كرد:هیچ حکومتی نمیتواند ادعا کند که مردمی هستم اما چنین رفتاری بکند.تحصن شش دانشجو به کجای دنیا برمیخورد.
این فعال سیاسی ادامه داد: چندباری به ادوار تحکیم رفتم. جایی کوچک که یک حکومت قدرتمند میتواند آن را به هیچ بگیرد؛ ولی وقتی با اسلحه چنین آنجا را میبندند نشان از دم خروسی حكومتی دارد که به ضعف گراییده است. كماینكه یك فعال كارگری چون «منصور اسانلو» که با یک تلفن خودش میرود را چنین میگیرند، نشان از ضعف حکومت دارد.
وی ادامه داد: یک وقتی ممکن است بخشی از نظام اینگونه فکر کند، اما چرا در چنین شرایط خاصی که دانشگاهها تعطیل است چنین کردهاند، به نظرم آنها فکر میکنند فضای عمومی جهان برای سرکوب مهیاست.
عبدی در پایان با اشاره به اظهارات مقامات دولتی گفت: «کودتای مطبوعات» جرم موهوم است و طرح آن، نشان میدهد که آقایان مانند شعلهای شده اند که با یک فوت خاموش میشوند.
دبیركل سازمان ادوار تحكیم وحدت: در برابر برخورد با يك حزب قانوني سكوت نشود
نوروز: «علیاكبر موسوی خوئینی» دبیركل سازمان ادوار تحكیم وحدت عصر روز یكشنبه در مراسم «دانشگاه و چشمانداز آینده» كه از سوی شاخه دانشجویان جبهه مشاركت برگزار شد، از شاخه دانشجویی جبهه مشارکت و حزب مشارکت برای برگزاری این مراسم و دفاع از حقوق بازداشتشدگان دفتر تحكیم وحدت و سازمان ادوار تحكیم تشكر كرد.
وی كه در محل دفتر مركزی جبهه مشاركت سخن میگفت، یادآور شد كه آخرین سخنرانیاش را قبل از دستگیری در همین سالن انجام داده بود و اولین سخنرانیاش نیز پس از آزادی در همین مکان بود و ازاینرو، تشکر کرد از کسانی که در دوره حبسش از او حمایت کردند.
موسوی خوئینی در ادامه گزارشی از آخرین وضعیت بازداشتشدگان ارائه كرد و گفت: پیرو آزادی آقای قلندری، مطلع شدیم تمامی دوستانی که در ساختمان ادوارتحكیم دستگیر شدهاند، حکم بازداشت دریافت کردهاند و مشخص است سناریویی در حال اجراست که میخواهد تابستان دانشجویان را مشمول بازی خود قرار دهند.
وی در تحلیل دلایل این برخوردها گفت: شاهدیم که دولت نهم در ایجاد رضایتمندی مردم ناکام مانده و در عرصه جهانی نیز با چالش روبهروست و به همین خاطر، حکومت حتی ابایی از بخشیدن قسمتی از خاک ایران برای رفع مشکلات جهانیاش ندارد.
دبیركل سازمان ادوار تحكیم وحدت با بیان اینكه «حکومت دارد تعادل روانی اش را از دست میدهد و رفتارش با رفتار حکومتی مقتدر متناقض است»،گفت: ما باید هوشیار باشیم و در دام این طرح حکومت نیافتیم.
وی سه موضوع را در رابطه با بازداشتهای اخیر قابل توجه دانست: دستگیری غیرقانونی دانشجویان، یورش بیسابقه به تشکلی قانونی و ضرب و شتم اعضای آن و پلمپ ساختمان آن.
دبیركل سازمان ادوار تحكیم وحدت با اشاره به بیسابقه بودن چنین برخوردی با یك تشكل قانونی از سایر احزاب وتشکلها درخواست كرد که در برابر این حرکات ساکت ننشینند زیرا این برخوردها به زودی به تشکلهای دیگر نیز تسری خواهد یافت.
موسوی خوئینی تاكید كرد: از سازمانها، شخصیتها و حتی مراجع تقلید میخواهیم در برابر این موضوع موضعگیری نمایند.
همچنین از تمامی دانشجویان و دانشآموختگان خواهش دارم که مطالبات خود را از طریق قانونی و مدنی پیگیری کنند و اجازه ندهند مشتی افراد دیکتاتورمآب و وطنفروش مطالبات آنها را سرکوب کنند و برای این موجودات بحرانزی،زمینه بحرانی نسازند.
وی ادامه داد: روزی مطرح میشد که زندان باید دانشگاه باشد اما امروز در زندانها شاهد حضور خیل دانشجویان هستیم که اجازه علمآموزی به دانشجویان نمیدهند. انگار امروز قرار است اوین از دانشجویان پر شود. به قدری تراکم زندانی در اوین در بند 24 هستند که افراد را در اتاقهای کوچک زندانی میکنند.
موسوی خویینی با اشاره به اینكه «نکات کلیدی درباره حقوق شهروندی این دوستان دربند باید رعایت شود»، افزود: طبق قانون که اجرای آن برای سپاه و اطلاعات الزامی است، احدی را حق ندارند در انفرادی نگه دارند و احدی را حق ندارند به زور وادار به اعتراف کنند یا به آنها چشممبند بزنند.
وی در پایان تاكید كرد: ما در برابر نقض حقوق تمامی زندانیان سکوت خواهیم کرد تا زمان آزادی آنان. اما اگر در برابر آنان کار غیرقانونی انجام شود، افشا خواهیم کرد
توسلی: بازداشت دانشجویان مغایر ادعای «اتحادملی» است
نوروز: «غلامعباس توسلی» عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران دیگر سخنران نشست «دانشگاه و چشمانداز آینده» با بیان اینكه «هر دسته و گروهی كه امكاناتی داشته باشد و آن را برای مقابله با تهدیدها و فشارها به كار نگیرد یك گناه و تقصیر بزرگی را مرتكب شده است»، اظهار داشت: بیش از 200 سال است كه مردم این كشور برای آزادی میجنگند و بیش از 100 سال است كه از تدوین اولین قانون اساسی كشور ما میگذرد، ولی متاسفانه هنوز برای مسائل ابتدائی و اولیه كه حضور در دانشگاهها و انجمنها و هر جائی كه امكان اظهار وجود داریم، در مراحل ابتدائی هستیم .
وی ادامه داد : در كشوری كه قانون اساسی دارد و در آن حقوق تك تك اعضای كشور به رسمیت شناخته شده است باید در عمل به آن نیز این مسئله رعایت شود و اگر قانون اساسی ملاك عمل ما نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود وبه نظر میرسد كه این سیستم باید اصلاح شود و من برخلاف كسانی كه میگویند اصلاحات در این كشور لازم نیست، معتقدم اگر اصلاحات صورت نگیرد جامعه ازپایه از بین میرود ودچار فساد میشود.
توسلی در عین حال تصریح كرد: تا زمانی كه قانون اساسی از طرف دولت و حاكمان و كسانی كه خود را حامی آن میدانند رعایت نمیشود، چطور میتوان انتظار داشت كه جوانان و دانشجویان و دیگر اقشار جامعه قانون را رعایت كنند؟
این استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در ادامه گفت: اگر دولت شعارهای دهانپركنی مثل «اتحاد ملی» را مطرح میكند به فرض صحت، باید در عمل تجلی پیدا كند. نه آنكه ده نفر دانشجو نتوانند دور هم جمع شوند و اعتراض خود را مطرح سازند.
عضو ارشد نهضت آزادی با بیان اینكه بحث اتحاد ملی پوشش گستردهای دارد و هر صنف و گروهی را در برمیگیرد، تأكید كرد: برخورد با دانشجویان بر خلاف اتحاد و انسجام ملی و بر ضد منافع ملی است. چراكه در جامعه باید بتوانیم حداقلهای قانونی از آزادیها و نیازهای جامعه را به كرسی بنشانیم و دست اقتدار گرایان را از تحدید حقوق و آزادیهای خود كوتاه كنیم و آنها را مجبور به عمل بر طبق قانون نمائیم.
غلامعباس توسلی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینكه «كشور به مانند یك سیستم است»، تصریح كرد: وقتی برای سیستم دانشجویی در كشور مشكلی پیش میآید، به تبع آن سایر قسمتهای جامعه از جمله احزاب و نهادهای مدنی دچار مشكل میشوند.
وی ادامه داد: متاسفانهً شعار عدالت اجتماعی حربهای شده كه هر وقت بخواهند آزادی را بكوبند با چوب عدالت میكوبند در صورتی كه تا زمانی كه آزادی نباشد و افراد از حقوق حقه خود برخوردار نباشند، عدالت هم امكانپذیر نیست.
توسلی تأكید كرد: باید برای حفظ منافع ملی وحفظ جایگاه دانشگاهیان اقدامات اساسی صورت بگیرد و نباید با جوان كه سنبل ملاطفت و نمادی از آینده كشور است، اینگونه برخورد شود.
عضو شورای مركزی نهضت آزادی ادامه داد: از طرف خودم به عنوان استاد دانشگاه و هم از طرف نهضت آزادی برخورد با دانشجویان و دستگیری آنها را اقدامی نادرست تلقی میكنم و امیدوارم با همت مردم و با استفاده از امكانات خود در انتخابات آینده حضوری فعال داشته باشیم و از حقوق حقه خود دفاع كنیم. در غیر اینصورت، همین مقدار آزادی كه با انقلابی به آن عظمت به دست آمده است، از دست میرود و همه باید برای به كرسی نشاندن این آزادیها در قبال تهدید كنندگان آن بایستیم و با اقداماتی درست از بحرانی كه جامعه را فرا گرفته است، رهایی پیدا كنیم.
وی در پایان سخنان خود گفت: در آینده هم با رد صلاحیتها و مباحثی از جمله خودی و غیر خودی مواجه خواهیم شد؛ از این رو، لازم است جریاناتی چون جبهه مشاركت و دانشجویان مسیر دفاع از حقوق شهروندان را با جدیت بیشتری ادامه دهند.
هدی صابر:اراده حكومت سركوب دانشگاه و فراری دادن نیروها به خارج است
نوروز: «هدی صابر» فعال ملی-مذهبی سخنان خود در نشست «دانشگاه و چشمانداز آینده» كه روز یكشنبه توسط شاخه دانشجویان جبهه مشاركت در محل دفتر مركزی این حزب برگزار شد، اینگونه آغاز كرد: هفتاد سال از تأسیس دانشگاه در ایران میگذرد؛ اما همچنان در یك نقطه با آن زمان مشتركیم و آن، نبود نهادهای مدنی و آزادی و وجود سانسور است.
وی اظهار داشت: در چنین شرایطی دانشگاه تأسیس شد و تا سال 1320 هیچ گونه حركت اعتراضی مهمی دیده نشد اما در همان سالها زمینه ایجاد گروههای مبارز پدید آمد.
وی با اشاره به روند ایجاد انجمنهای اسلامی و صنفی و احزاب و تحركات سیاسی پس از سقوط رضاخان افزود: این دوران، دوران جنینی دانشگاه بود. این جنین بعد از شهریور 1320 سر برآورد. دانشگاه ضد استعمار، مردمگرا، سیاسی و وجدان بیدار جامعه شد. در دهه 60 دانشگاه دچار سكون شد، در دهه 70 دوباره تبدیل به عنصر معترض شد و در دوران اصلاحات دوباره متولد و تبدیل به گروه مرجع شد.
صابر خاطرنشان كرد: اراده بخشی از حاكمیت این است كه دانشگاه غیر سیاسی و غیرزنده باشد. اما این موجود 73 ساله دوباره به دوران جنینی خود بر نمیگردد .اكنون اراده حكومت سركوب دانشگاه است و یا به دنبال فراری دادن چهرههای مؤثر آن به خارج از كشور است.
این فعال سیاسی با بیان اینكه «دانشگاه دو خطا را انجام داد»، افزود: دانشگاه میل حزبی نشان داد و دست به حركاتی زد كه میل بیرون از دانشگاه به آن نبود. دانشگاه عمل شبهحزبی نشان داد و تحقیر شد .دانشگاهكنونی تنی خسته و ذهنی خسته ومغزی خسته و تهی از مسائل تئوریك و منش سیاسی را دارد.
صابر افزود:برای خروج از این وضعیت، راهی نیست جز آزادباش سیاسی كه طی آن، احزاب و نهادهای مدنی جایگاه خود را پیدا كنند و دانشگاه از زیر بار مسؤولیت تاریخی رها شود.
این فعال ملی-مذهبی چنین پایان سخن داد: خداصبور است. ایران ما نیز، سرزمین جوانمردان است.مردانه می ایستد و تاب دیدن فرزندان خود در زندان را ندارد. دست از سر دانشگاه بردارید.
راكعی: زنان و دانشجویان در این شرایط سخت همدرد هستند
نوروز: «فاطمه راکعی» رییس كمیسیون زنان جبهه مشاركت عصر روز یكشنبه طی سخنانی در نشست «دانشگاه و چشمانداز آینده» در محل دفتر مركزی این حزب گفت: زنان و دانشجویان در اتفاقاتی که برایشان میافتد، همدرد هستند.به گزارش خبرنگار نوروز، وی با اشاره به بیانیه شنبهشب کمیسیون زنان جبهه مشارکت در اعتراض به بازداشت دانشجویان و فعالان زنان و قرائت بخشهایی از این بیانیه افزود: علیرغم تفاوتها در گرایشهای سیاسی و فكری، همه ایرانیان در انقلاب 57 معتقد بودند که طومار استبداد برای همیشه باید در هم پیچیده شود ولی متاسفانه شاهد چنین اتفاقاتی هستیم.
وی افزود: زنان و جوانان پیشاپیش هم پیام آوران صلح و آزادی درجهان هستند و ما حتی از کسانی که جرمهای فاحشی دارند به عنوان زن و مادر نسبت به سرنوشت آنها بیتفاوت نیستیم.
اين شاعر در خاتمه شعر «زنی میگذرد..» را به بازداشتشدگان اخیر تقدیم كرد. متن شعر چنین است:
در میدان بزرگ شهر
زنجیر بر دستوپای
میكشندش به جرمی سترگ...
-بیسروپا! آراستهای میگوید
-انگل اجتماع!طبیبی
-كثافت!رفتگری
-پناه برخدا! وارستهای
«مادرت بمیرد حوان!»
-زنی میگذرد...
در این دیدار که خانواده سعید حسین نیا هم حضور داشتند، مادر محمد هاشمی از دانشجویان و اعضای دفتر تحکیم خواست که تمام تلاش خود را جهت آزادی دوستان دربندشان انجام دهند که هنگام آزاد شدن ایشان شرمنده شجاعت این دوستان نباشیم.
باز بسازيم بنايي دگر
ساخته اي هرچه تو ويران كنيم
خواب و خيال خوشت آشفته ايم
بيش از اين نيز پريشان كنيم
مي شنوي مي شنوي اين طپش طبل ماست
باش و ببين تا كي كه طوفان كنيم
هيچگام نمي انديشيديم كه مدعيان انديشه ديني تا بدين حد آستانه تحمل پائيني داشته باشند كه حتي اطلاع رساني در حد يك وبلاگ را نيز بر نتابند ولي چنين بود ، استبداد ديني از هرگونه اطلاع رساني مي هراسد حتي اگر محدود و در حد يك وبلاگ باشد ، حاكميتي كه اعتماد به نفسش را از دست داده است حتي كوچكترين انتقادي را نيز بر نمي تابد ، عجبا كه وبلاگ هايي كه صرفا به پوشش خبري دانشجويان دربند مي پرداختند توسط مدافعين حكومت مقدس جمهوري اسلامي و با ذكر اين دليل كه اين وبلاگ ها ضد حكومت مقدس جمهوري اسلامي هستند هك مي شوند تا اين پيام داده شود كه حتي صحبت از مظلومان دربند كه بي هيچ جرم و گناهي در زندان نظام مقدس جمهوري اسلامي اند نيز ضد نظام مقدس جمهوري اسلامي است و دايره خطوط قرمز نظام مقدس جمهوري اسلامي تا چه حد تنگ است .
از آنجا كه اولین و دومین وبلاگ هک شده به دانشجويان پاسدار حريم دانشگاه تعلق داشت لازم است توضیحاتی در مورد این وبلاگها در اینجا درج شود : در این وبلاگها تمام آنچه درج شدهاست، گردآوری اخباری بودهاست که به دانشجويان دربند تعلق داشت و عموماً در سایتهای ديگر اینترنتی هم منتشر مي شده اند و تنها جهت اطلاع رساني و تمركز در يك جا گرد آورده مي شدند و همه این مطالب عیان بودهاست و هيچ مطلبي له يا عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي در اين وبلاگ ها درج نمي شده است ، مطالبي كه اينك در اختيار هكر محترم طرفدار نظام مقدس است ، پس ما باور نمي كنيم كه هك شدن اين وبلاگ ها به دليل درج مطالبي خلاف نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده باشد گو اینکه آنچه این هکران اسلامی را به خشم واداشتهاست، پتانسیل مدنی بودهاست که در اين وبلاگ ها با تلاش فعالان دانشجویی فراهم میآمد. اما آنچه گروههای امنیتی باید پاسخگوی آن باشند، این است که چگونه است حرکت مسالمتآمیز ۶ دانشجو در مقابل دانشگاه امیرکبیر امنیت ملی را تهدید میکند، اما امنیت دانشجویان در مکان خصوصی دفتر ادوار تحکیم و امروز کاربران اینترنتی که همگی از شهروندان و ملت ایران هستند، این گونه عیان زیر سؤال میرود و هیچ اقدامی صورت نمیگیرد.
همچنین لازم میدانیم، توجه اذهان را به حرکت غیر اخلاقی و سازمانیافته این گروههای بنیادگرا جلب کنیم. آنها میخواهند با تمسک به به ظاهر مقدسات، معدود صداهای آزادیخواهانه را نیز خفه کنند و چه بیپروا و بیتقواست کسی که بدون اطلاع از هویت گردانندگان این وبلاگها با تمسک به آیات قرآن، آنها را کافر خطاب میکنند.
آنها در ابتدا با جعل نشریات منتقد امیرکبیر و در بند افکندن فعالان دانشجویی و اصحاب نشریات آنها تحت این عنوان و گاه با بستن روزنامه هممیهن، فیلتر کردن سایت ایلنا و امروز هم هک کردن وبلاگهای منتقد؛ میخواهند، استبداد را زیر لوای دین حاکم کنند.
از تمامی فعالان سیاسی، اجتماعی، روشنفکران و اصحاب مطبوعات میخواهیم نسبت به این ناهنجاریها و حرکتهای غیرانسانی سکوت نکرده و مقابل تکصدایی شدن جامعه بایستند.
لازم به ذكر است كه ما از آنجا كه نمي انديشيديم كه آستانه تحمل مدافعين نظام مقدس جمهوري اسلامي تا اين حد پائين باشد از مطالب وبلاگ back up تهيه نكرده بوديم ولي اينك خود را آماده اين وضعيت كرده و تا آخرين توان خود در مسير اطلاع رساني كوتاه نخواهيم آمد ، وبلاگ هك شده تا رهايي دانشجويان دربند در اخرين پست خود بيش از 800 بازديد كننده داشت كه به درج اخباري اختصاصي از وضعيت دانشجويان پلي تكنيك مي پرداخت و سوالاتي از نهاد هاي امنيتي نظام مقدس جمهوري اسلامي مي كرد ( اين اخبار و سوالات دوباره تايپ و درج خواهد شد ) در حقيقت هك كردن وبلاگ چيزي جز عدم توانايي پاسخگويي به سوالات ما توسط نهاد هاي امنيتي نبوده است و نظام مقدس جمهوري اسلامي حتي از سوال كردن هم مي ترسد چرا كه ياراي پاسخگويي ندارد ، آخرين نكته اينكه ديروز تعداد بازديد كنندگان وبلاگ بيش از 1000 نفر بازديد كننده بوده است .
نوشتهای از امیرحسین اعتمادی:
همانطور که قبلا در همین وبلاگ نوشتم،برای من که تنها چند ماهی بعد از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ وارد دانشگاه تهران شدم،این روزها همیشه حال و هوای دیگری داشته است.تا چند سال قبل که سرم خیلی بیشتر از این سالها بوی قرمه سبزی می داد،همیشه سعی می کردم به نحوی خودم را به شلوغیها برسانم.آن هم نه برای شعار دادن و برانداختن حکومت،که حضور در بطن اعتراضات را مسوولیتی می دانستم که از همان اولین روز ورود به دانشکده فنی به من محول شده بود.مسوولیتی که با دستگیری سال ۸۲ ناگهان از دوش من برداشته شد.دیگر ۱۸ تیر متعلق به من نبود.متعلق به دانشجویان دیگر نیز نبود.همانطور که امروز ۱۸ تیر صاحبان دیگری دارد!!
۱۸ تیرماه ۱۳۸۰
دومین سالگرد ۱۸ تیر بود.سالن شهید نوروزی کوی دانشگاه،جای سوزن انداختن نبود.در کوی نمایشگاهی از عکس های آن سال برگزار شده بود.با وجود اینکه وزارت کشور دولت خاتمی،با برگزاری تجمع در مقابل دانشگاه مخالفت کرده بود،هنوز دانشجویان انجمنی آنقدر نفوذ و قدرت داشتند که بتوانند در داخل کوی دانشگاه سالگرد باشکوهی برگزار کنند.چند هزار نفری در کوی بودند.آن هم درحالی بود که تنها معدود دانشجویانی بودند که هنوز امتحان داشتند و باید در کوی می ماندند.با این وجود بیشتر حاضرین از بیرون کوی آمده بودند.از دانشگاههای دیگر.می شد این را از ظاهرشان فهمید.رضا حجتی هنوز در انجمن برو و بیایی داشت.یکی از بازماندگان دفتر تحکیم وحدت از سال ۷۸.پر شور سخنرانی می کرد.در آن روزها فضای سیاسی رو به بسته شدن بود.روزنامه ها که یکی بعد از دیگری تعطیل می شدند.چند نفری از مطبوعاتی ها همچنان در زندان بودند و البته جریان پرونده نوارسازان هم تازه بود.مراسم انجمن رو به پایان بود.کوی در محاصره امنیتی ها بود.بیرون از کوی عده ای در رفت و آمد بودند.خیلی هایشان دانشجو نبودند.گروهی از دانشجویان هم بودند که منتظر پایان مراسم داخل کوی بودند تا بتوانند مراسم را به خیابان بکشانند.صحبت از حرکت به سوی میدان انقلاب بود.می گفتند جمعیت در آنجا هر لحظه در حال بیشتر شدن است.بالاخره مراسم انجمن تمام شد.مجری برنامه از دانشجویان می خواست که از خروج دسته جمعی خودداری کنند.به آنها گفته شده بود که هرگونه راه پیمایی در بیرون از کوی ممنوع است و با آن برخورد می شود.با ابن وجود جمعی حدوداً ۱۰۰ نفره در حال شکل دادن یک راه پیمایی بودند.آنها یار دبستانی می خواندند.تصمیم گرفتم به تنهایی به سمت انقلاب حرکت کنم.نمی توانستم به این فکر کنم که آنجا نباشم.تصمیم راه پیمایان عوض شده بود.آنها سوار اتوبوس ها می شدند.می خواستند زودتر به انقلاب برسند.چند اتوبوسی را پر کردند.از عابرین می خواستند که به انقلاب بیایند.بالاخره من هم سوار یکی از اتوبوسها شدم.تقریبا همه افرادی که داخل اتوبوس بودند در التهاب رسیدن به انقلاب بودند.آشنایی را در بین آنها ندیدم.شاید هم خیلی سعی نکردم دنبال چهره ای آشنا بگردم.ترافیک کم کم سنگین می شد.از بعد از چهارراه فاطمی چهره خیابان امیرآباد عوض شده بود.جهت حرکت پیاده ها در خلاف جهت ما بود.به نظر می رسید همه دارند برمی گردند.تعداد ماشین های سبزرنگ پلیس زیاد شده بود.بالاخره به بولوار کشاورز رسیدیم.راننده اتوبوس می خواست به سمت راست برود.می گفت پایین تر از چهارراه را بسته اند.با اصرار مسافران،مسیرش را عوض کرد.حالا ما داشتیم به سوی میدان انقلاب می رفتیم.از اینجا به بعد تقریبا همه مغازه ها تعطیل بودند.حرکت اتوبوس هم لاک پشتی شده بود.معلوم بود آن جلو خبرهایی است.طرفهای خیابان نصرت بود که بعد از توقف چند دقیقه ای اتوبوس،همه پیاده شدند.از همانجا می شد جمعیت زیادی را در شمال میدان انقلاب دید.صداهای مبهمی هم به گوش می رسید.به تنهایی به سمت آنها راه افتادم.سرعت قدم هایم را بیشتر کرده بودم.می خواستم زودتر خودم را به میان آن جمعیت برسانم.به مقابل بانک ملی امیرآباد رسیده بودم.دیگر می توانستم شعارها را به صورت واضح بشنوم.خیلی تند بودند.چند بار شعار "مرگ بر دیکتاتور" تکرار شد.هربار بلندتر از قبل.ناگهان یکی از میان جمعیت،شخص اول حکومت را مورد هدف قرار داد.همین کافی بود تا نیروهای پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها که تا آن لحظه در ایجاد درگیری با معترضین دچار تردید بودند،به سوی آنها حمله ور شوند.جمعیت زیادی به سمت بالا در حال دویدن بودند.بیشتر جوان بودند و احتمالا زیر ۲۰ سال.هرچند در میان آنها افراد مسن و مخصوصا خانم ها هم دیده می شدند.حدس می زدم این حمله به جمعیت برای متفرق کردن آنها باشد.با توجه به فاصله ای که تا میدان انقلاب داشتم بعید می دانستم حمله کنندگان تا آنجا خود را برسانند.اما مثل اینکه اشتباه فکر می کردم.آنها در تعقیب جمعیت شعار دهنده،مصمم تر از این حرفها بودند.دستشان به هر که می رسید با باتوم لت و پارش می کردند.حالا دیگر صدای تیراندازی هم شنیده می شد.اینها را که دیدم به سمت اولین کوچه ای که در نزدیکی ام بود دویدم.چند نفر دیگر هم دنبالم آمدند.صدای چند لباس شخصی هم می آمد.به نظر می رسید چند متری با ما فاصله دارند.اول کوچه طوری بود که آخرش دیده نمی شد.از پیچ که گذشتم،تازه فهمیدم که بد آورده ام.کوچه بن بست بود.آن هم چه بن بستی!دیوار انتهای کوچه ۵-۴ متری بلندی داشت.مثل آب سردی بود که بر سرمان ریخته باشند.تنها چند ثانیه ای لازم بود تا آنهایی که صدایشان هر آن نزدیک تر می شد،به داممان بیندازند.شروع به زدن زنگ خانه ها کردیم.درها را می کوبیدیم.بالاخره در یکی از خانه ها باز شد.وقت برای گرفتن اجازه ورود نبود.بدون درنگ وارد خانه شدیم.هفت یا هشت نفر بودیم.خانه ای قدیمی بود.مانند بیشتر خانه های آن منطقه.حالا دیگر صاحب خانه که خانمی جوان بود با چادری بر سر در مقابل ما ایستاده بود.از کوچه صدای لباس شخصی ها به گوش می رسید.آنها هم داشتند بر در خانه ها می کوبیدند.چند نفری از صاحبخانه که حالا پسری نوجوان هم در کنارش ایستاده بود،خواهش می کردند که اجازه بدهد برای مدتی همانجا بمانیم.در میان ما جوانی بود که به شدت مجروح شده بود.توان حرکت کردن نداشت.کمرش خونین بود.همراهش می گفت که با باتوم به این روز افتاده است.ولی شدت خونریزی اش طوری بود که گویی تیر خورده است.بالاخره مردی میانسال با ظاهری کاملا مذهبی از پله ها پایین آمد.کمی جا خوردم.به کسی پناهنده شده بودیم که می توانست با یک تماس تلفنی همه مان را تحویل بدهد.ظاهرش این را می گفت.از اوضاع بیرون پرسید.لحن صحبتش نشان می داد که از آنچه بیرون می گذرد راضی نیست.وضعیت آن جوان مضروب!! نیز خیلی آزار دهنده بود.دائم ناله می کرد.هرچند تلاش می کرد صدایش به بیرون نرسد.هنوز از کوچه سر و صدا می آمد.بالاخره مرد صاحبخانه اجازه داد که از پله ها بالا برویم.همانجا در پاگرد،زیر پنجره ای با شیشه ای مات نشستیم.جوان مضروب به همراه دوستش،همان پایین ماندند.صاحبخانه جعبه کمک های اولیه اش را در اختیار آنها قرار داده بود.صدای ناله از پایین به گوش می رسید.از پنجره،نگاهی به بیرون انداختم.هنوز چند نفری آنجا بودند.چند جوان که ریششان تازه درآمده بود.با پیراهن هایی بر روی شلوار و بی سیم هایی در دست.مرد صاحبخانه لباسش را عوض کرده بود.قصد داشت از خانه بیرون برود.او هم پیراهن مردانه اش را بر روی شلوار انداخته بود.گفت که می رود سر و گوشی آب بدهد.به او اعتماد کرده بودیم.صدای تیراندازی و شعار قطع نشده بود.حالا صدای آژیر هم به گوش می رسید.چنین شرایطی را تنها در فیلم هایی دیده بودم که در ارتباط با انقلاب سال ۵۷ ساخته شده بود.تعقیب و گریز مامورین ساواک با جوانان انقلابی،که اتفاقا مجروح و تیرخورده بودند و بعد پناهنده شدن آنها به خانه ای که صاحبش در آغاز در مقابل عملی انجام شده قرار گرفته است و بعد کمک می کند که جوان مجروح به سلامت مداوا شود.حال و روز ما چندان تفاوتی با این داستان تکراری نداشت.امیدوار بودم که پایانش هم یکی باشد.اصلا نمی خواستم پناهندگی ما به آن خانه امن،طولانی شود.بار دیگر به کوچه نگاهی انداختم.حالا کسی در مقابل در دیده نمی شد.به نظر می رسید که مرد صاحبخانه آن دو-سه جوان را با خود برده است.به ساعتم نگاهی انداختم.نیم ساعتی می شد که آنجا بودیم.یکی از ما از خانه خارج شد.حتما شجاع تر از ما بود.دقایقی بعد به همراه مرد صاحبخانه برگشت.می گفت میدان انقلاب و خیابان کارگر کانلا در اختیار نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفته است.قرار شد دو نفر دو نفر،به همراه مرد صاحبخانه از خانه خارج شویم.آن مرد قول داد که ما را تا جایی که لازم است همراهی کند.اولین دو نفر به همراه او رفتند.حالا دو نفر کمتر بودیم.ده دقیقه بعد،آن مرد دوباره برگشت.این بار من هم ایستادم تا با او بروم.از پله ها پایین رفتیم.جوان مجروح،کمی آرام تر شده بود.شاید تحملش بیشتر شده بود.از او خداحافظی کردم.از در که خارج شدم از بسیجی های خیابان پرسیدم.می خواستم مطمئن شوم که می تواند ما را به سلامت از میان آنها عبور دهد.گفت که اینها بسیجی نیستند.خودش را بسیجی واقعی می دانست.تاکید کرد که کار اینها را تایید نمی کند.به سر کوچه در خیابان کارگر رسیده بودیم.چهره خیابان عوض شده بود.حالا دیگر همه جا پر بود از لباس شخصی ها و نیروهای پلیس ضد شورش.از کنارشان که رد می شدیم،طور دیگری به ما نگاه می کردند.معلوم بود که حضور آن مرد در کنار ما دو نفر،امنیتمان را تضمین می کند.کف خیابان پر بود از شیشه های شکسته شده و کاغذهای سوخته و اعلامیه.تا نزدیکی خیابان نصرت،همراهی مان کرد.آنجا اوضاع،رو به راه تر بود.هرچند ظاهر خیابان و پیاده رو نشان می داد که دامنه درگیریها به اینجا هم کشیده شده است.گفت که دیگر می توانیم با خیال آسوده برویم.از او تشکر کردیم.موقع خداحافظی هیچ تلاشی نکرد که نصیحت مان کند.گویی خود نیز حق را به ما می داد.به آن جوانی که خونین در راهروی طبقه همکف خانه اش افتاده بود.
نوشتهای از سعید قاسمینژاد:
جلو بیا!می شنویم که مرد نیکی هستی خودت را نفروخته ای ، اما صاعقه هم که به خانه می زند خریدنی نیست به حرفت پایبندی ، خب حرفت چه بوده است؟ راستگو هستی، عقیده ات این را می گوید کدام عقیده را؟ شجاعی؟دشمنت کیست؟ خردمندی؟برای که؟ چشم بر منافع خود ندوخته ای؟ پس در پی منافع که می ذوی؟ دوستی خوب هستی آیا با مردم خوب هم دوستی می کنی؟ اینک گوش کن ما می دانیم که دشمن مایی، به این علت می خواهیم نابودت کنیم ولی به ملاحظه خدمت ها، و صفت های خوب تو، دیواری نیکو انتخاب کرده ایم که تو را بر آن واداریم، و با تفنگی اعلا ،رگباری از گلوله های خوب، نثارت می کنیم و دفنت می کنیم با یک بیل خوب در خاکی مرغوب برتولت برشت شكار اپوزيسيون ويژگي همیشگي نظامهاي ايدئولوژيك است. نظامهاي ايدئولوژيك به دلايل مختلف پيوسته دست اندركار شكار اپوزيسيون هستند. اول آنكه در نظامهاي ايدئولوژيك اساسا اپوزيسيون معناندارد. هركه با ما نيست دشمن ماست و دشمن ما حق حيات ندارد. اين شعار تمامي نظامهاي ايدئولوژيك است. نظام ايدئولوژيك مخالف را تحمل نميكند. مخالف را حذف ميكند. به لجن ميكشد، ميكُشد و نابود ميكند. دوم آنكه نظامهاي ايدئولوژيك اساسا نظامهاي ناكارآمدي هستند قادر به انجام كارويژههاي دولت مدرن نيستند ناكارآمدي ذاتي نظام ايدئولوژيك است. وقتي نظامي ناكارآمد شد خواه ناخواه مخالف پيدا ميكند. اين مخالفتها در ابتدا بسيار محدود است اما چون نظام ايدئولوژيك ناكارآمد است و توانايي اصلاح خود را هم ندارد نياز به دشمني دارد كه ناكارآمديها را به گردن او بيندازد اينگونه است كه شما در نظامهاي ايدئولوژيك پيوسته شاهد كشف توطئه، فيلم اعتراف و ... هستيد. نظامهاي ايدئولوژيك مدام در حال نمايش دادن مخالفين بريده و جاسوسان كثيفي هستند كه به خرابكاريها و توطئههايشان برعليه مصالح عاليه نظام ايدئولوژيك اعتراف ميكنند شما وقتي اين مسائل را ميبينيد حتما بايد ايمان بياوريد كه ايراد از ايدئولوژي و نظام ايدئولوژيك نيست بلكه ضعفها ناشي از توطئههاي دشمنان است. سوم آنكه دوام و قوام ايدئولوژي اساسا به وجود دشمن وابسته است، دشمن ، دشمن، دشمن پيوسته در ادبيات ايدئولوژيك تكرار ميشود. كساني گمان ميكنند كه ميتوان تفتيش عقايد، بازداشتهاي گسترده، دادگاههاي فرمايشي و ... را در يك نظام ايدئولوژيك متوقف كرد اينان اشتباه ميكنند شكار اپوزيسيون ویژگی ذاتي نظام ايدئولوژيك است. تمامي رهبران ايدئولوژيك در يك ویژگی مشتركند و آن اين است كه همه به لنین و استالين شبيه هستند. نظامهاي ايدئولوژيك تنها آنگاه دست از شكار اپوزيسيون برمي دارند كه در قبرستان تاريخ آرام گرفته باشند
بالاخره پس از مدتها نگرانی خانواده محمدحسین مهرزاد، وی با تماس کوتاهی با خانوادهاش گرفتهاست و خبر از سلامتی خود دادهاست.
این در حالی است که تا کنون اشکان قیسوند و اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت که همگی در روز 18 تیر ماه بازداشت شدهاند، با خانوادهشان تماسی نگرفتهاند.
طی چند روز اخیر شاهد بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان به بهانه های مختلفی چون اعتراض به ادامه ی بازداشت دانشجویان پلی تکنیکی بوده ایم. این در حالی است که دوستان و رفقای پلی تکنیکی ما نزدیک به دو ماه است که در زندان به سر می برند. احضار گسترده ی دانشجویان به کمیته های انضباطی، تعلیق تحصیلی تعداد زیادی از دانشجویان، توقیف نشریات دانشجویی، تعطیلی نهادهای دانشجویی (کانون های فرهنگی، انجمن های اسلامی و شوراهای صنفی) کنترل پوشش دختران دانشجو، مانور سیاسی و قدم به قدم طرح انقلاب فرهنگی دوم، ستاره دار کردن دانشجویان برای ممانعت از ادامه ی تحصیل، بازنشسته(اخراج) اساتید دانشگاه و طرح سهمیه بندی جنسیتی برای تضییع حقوق دختران دانشجو از جمله اقدامات سرکوبگرانه ی حکومت اسلامی در قبال جنبش دانشجویی در ماه های اخیر بوده است.
برخوردهای جدید نشانه ی عزم جدی حاکمیت برای گسترش دامنه ی سرکوب اجتماعی است. اعمال محدودیت شدید برای پوشش زنان تحت عنوان طرح امنیت اجتماعی، صدور احکام سنگین برای فعالین جنبش زنان و اعمال محدودیت برای NGO های فعال در زمینه ی حقوق زنان تنها گوشه ای از برخوردهای حاکمیت با جنبش زنان است. در حالی که کارگران از بدیهی ترین حق خود یعنی حق ایجاد تشکل مستقل محروم شده اند، حداقل دستمزد برای سال 86 به مراتب پائین تر از خط فقر تعیین شده و قراردادهای موقت و اخراج گسترده ی کارگران فشار شدیدی به آن ها وارد کرده است، فعالین جنبش کارگری تنها به دلیل برگزاری مستقل روز جهانی کارگر به زندان می افتند. در حالیکه حقوق بدیهی و اولیه ای چون حق خودگردانی و استفاده از زبان محلی در مدارس و ادارات برای اقوام مختلف به رسمیت شناخته نمی شود شاهد برخورد با فعالینی هستیم که برای به دست آوردن این حقوق مبارزه می کنند.
هنوز هم مجازات غیر انسانی سنگسار و اعدام اجرا می شود و حکومت اسلامی با صدور حکم اعدام - برای کسانی که اراذل و اوباش می خواند- قصد اشاعه ی جو رعب و وحشت در جامعه را دارد. همه ی این ها در شرایطی رخ می دهند که حکومت اسلامی با بحران های گسترده ی داخلی و خارجی مواجه است. احتمال گسترش تحریم های اقتصادی، طرح سهمیه بندی بنزین و نرخ بالای تورم تنها گوشه ای از این بحران هاست.
در چنین شرایطی شیوه ی برخورد با مساله ی گسترش دامنه ی سرکوب اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ما حاکمان را به دوراندیشی دعوت نمی کنیم چرا که به حکم ضرورت های تاریخی و اراده ی تمام مردم آزادیخواه مدت هاست که دوره ی چنین انتقادات یا پند و اندرزهای مشفقانه ای گذشته است. همچنین صریحا نسبت به تلاش باندها و جناح های درونی حکومت اسلامی برای استفاده از پیشروی جسورانه ی جنبش دانشجویی به عنوان سوخت عروج مجددشان هشدار می دهیم. دوستان و رفقای دانشجو را به جای برخوردهای سطحی، احساسی و شعارگونه با گسترش سرکوب به تشکل یابی، اتحاد عمل، برنامه ریزی برای گسترش پایگاه اجتماعی و تلاش برای اتحاد با سایر جنبش های اجتماعی فرا می خوانیم.
ما برگزاری تجمع، تحصن، تظاهرات و اعتصاب را حق بدیهی هر انسانی می دانیم، لذا ضمن انتشار لیستی از دانشجویان خواستار آزادی بی قید و شرط همه ی آن ها هستیم.
جمعی از دانشجویان و فعالین چپ:
چپ کارگری دانشگاه های تهران
دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
نشریه ی میلیتانت
هیئت تحریریه سایت سلام دموکرات
22/4/1386
لیست دانشجویان زندانی:
1- مرتضی اصلاحچی 2- عبدالله مومني 3- بهاره هدایت 4- علی وفقی
5- حنیف یزدانی 6- مهدی عربشاهی 7- محمد هاشمی 8- علی نیکونسبتی
9- عباس حکیم زاده 10- کیوان انصاری 11- علی صابری 12- پویان محمودیان
13- احسان منصوری 14- احمد قصابان 15- مجيد توکلی 16- مجيد شيخ پور
17- مقداد خليل پور 18- بهرام فياضي 19- مجتبی بیات 20- مسعود حبیبی
21- آرش خاندل 22- اشکان غیا ثوند 23- سعید حسین نیا 24- امیرحسين مهرزاد
25- حبیب حاج حیدری 26- امیر یعقوب علی
عزتالله قلندری از بازداشتشدگان روز 18 تیر ماه سازمان دانشآموختگان دقایقی پیش آزاد شد.
هماکنون گروهی از فعالان دانشجویی و خانوادهاش به زندان اوین رفتهاند تا کارهای لازم را برای آزادیاش انجام دهند.
همچنین صبح امروز، سعید حسیننیا دانشجوی در بندی که روز 18 تیر ماه در سازمان دانش آموختگان بازداشت شدهبود، صبح امروز با خانوادهاش تماس گرفتهاست و خبر سلامتی خود را دادهاست.
تا کنون، اشکان قیسوند و به جز بهاره هدایت، دیگر اعضای بازداشتی دفتر تحکیم وحدت با خانواده خود تماسی نداشتهاند.
همچنین از وضعیت آقای محمدحسین مهرزاد خبری در دست نیست.
دقايقي پيش ماموران لباس شخصي به خانه بهاره هدايت تنها دختر دستگير شده عضو شوراي مركزي تحكيم ريختند و كامپيوتر ، دستنوشته ها و وسايل شخصي او همچون دفترچه تلفن وی را با خود بردند و تلفن شخصی منزل را نیز قطع کردند . خبر هاي تكميلي در اين مورد به اطلاع مي رسد
طبق آخرین اخبار رسیده تاکنون از اعضاي شوراي مركزي تحكيم تنها بهاره هدايت با خانواده خود تماس گرفته است و از دانشجویان دستگیر شده در ساختمان ادوار : سعید حسین نیا ، عزت قلندري و اشكان قيسوندي با خانواده هاي خود تماس نگرفته اند و از وضعيت محمد حسين مهرزاد نيز خبرهاي ضد و نقيضي به گوش مي رسد ، كه اسباب نگراني را فراهم مي آورد
چند صباحی بود که دوستانم را دیگر نمی دیدیم و حتی تماس های تلفنی هم گاهی به یک ماه یکبار رسیده بود، اما این چند روز که این دوستان در این طرف دیوار زندان نیستید، دلم برایشان بدجوری تنگ شده است. نمی توانم روحیه و خاطراتم را که با آنان بودم به یاد نیاورم. ناخودآگاه به یاد شیطنت ها و شوخی هایشان می افتم.
به یاد آن روزها که علی نیکونسبتی در مدت زمان کمتر از یک دقیقه چند sms می فرستاد تا مرا مجاب کند که سریعتر کاری را که از من خواسته انجام دهم. جرات و جسارتش ستودنی بود و همه چیز و کس اش را وقف تحیکم کرده بود.
و یا محمد هاشمی که آنچنان سخن می گفت که پختگی را در کلامش می یافتم. کمتر عصبانی می شد، اما زمانی که خشمگین می شد تمام خشمش را در درونش می ریخت تا خدای ناکرده سخن ناشایستی از دهانش بیرون نیاید. او هم از جنس همه تحکیم ها، اما بیشتر برای دغدغه های ملی و انسانی اش هزینه می داد.
مجتبی بیات آرام بود و تودار. کمتر او را سیاسی دیدم، بیشتر شخصیت یک دانشجو را برایم زنده می کرد که هنوز فیش های یکی از کتاب هایش در دست من است. قرار بود از روی آن رونویسی کنم به استادم تحویل دهم که این کار را هم نکردم. مجتبی یک دانشجوی مرفه نبود، از آنهایی که پول پدر را در دستانشان می گرفتند و در برابر دوستانشان پز می دادند. او در حین تحصیل کار می کرد؛ کمک حال پدرش بود.
خانم هدایت را بیشتر در روحیه دفاع از حقوق زنان می شناسم که گه گاهی به شوخی در مقابل او از وظایف سنتی زنان دفاع می کردم. او برعکس فیمینیست ها می خندید و مرا فقط با اشاره ای از این سخنان برحذر می داشت.
مهدی عربشاهی که الحق پسری متین و منطقی است. از گذشته های دور همدیگر را می شناختیم، آن روزها که تحکیم برای خود آمد و شدهایی داشت و هنوز مغضوب نشده بود. یاد اردوهای سالانه به خیر.
حنیف یزدانی شاید بتوان او را سربزیرترین عضو تحکیم نامید. آنقدر آرام بود که من آن روز که کاندیدای شورای مرکزی شده بود، باورم نمی شد که می خواهد بر جایگاه رهبری جنبش انشجویی تکیه بزند. هر سخن خود را با ادله مطرح می کرد و مصر بود که سخنش درست است. اما زمانی که به او می قبولاندیم که این روش منطقی نیست بدون هیچ استقامتی تسلیم می شد.
علی وفقی را در این چند ماه گذشته شناختم. او آنقدر درس خوان است که می گفتند بدون کنکور ارشد با معدل ۱۹ در این مقطع پذیرش شده است. اصلا جنس او تمام و کمال در خط دانشجویی بود که انتقاد از اوضاع او را در این خط و خطوط قرار داده است.
اما دوست خوبم عبدلله مومنی که نمی دانم در مورد او چه بنویسم؛ آنقدر خوب است و خوبی از او دیده ام که قلمم سخت بر روی کاغذ می لغزد. زمانی که من در گذشته های دور در بازداشت بودم هر روز احوال مرا از پدر مرحوم و مادرم می پرسید. یادم است که بر سر موضوعی آنقدر با هم بحث کردیم که مدتی میان ما شکر آب بود، اما جالب این جا بود که رک حرفش را می زد. عبدالله واقعا عبدالله بود.
مرتضی اصلاحچی برعکس روحیه آتشینش دلی بس مهربان دارد و ساده. آنقدر ساده که گاهی برخی مسائل را بدون پیچیدن در لفافه های سیاسی ابراز می کرد. واقعا پسری دوست داشتنی است. هیچ چشم داشتی به هیچ چیز نداشت و این روحیه در تمام رفتارش به نمایش گذاشته می شد.
بهرام فیاضی یار قدیمی ماست. ته لهجه شیرین آذری او همیشه در یادم زنده است. اگرچه مشغول کار و زندگی بود، اما همواره بدون توقعی مشکلی پیش می آمد پای کار بود. هیچ تندی از او ندیدم. تا یا علی گفته می شد، دستش در دستان دوستانش بود.
حبیب حاج حیدری را با لبخند همیشگی اش به یاد می آورم. آنقدر خوش برخورد که در قدم اول یار و غار همه می شد. متواضع و دست دلبازی جزو خونش است.
آرش خاندل کمتر با هم سخن گفته بودیم، چرا که لرستان بود؛ اما گرمای سخنش از ایثار و محبت حکایت ها داشت. کسی بود که چند صباحی تعلیق خورد، اما هیچ منتی نداشت.
عزت قلندری اگرچه فعال دانشجویی نبود و کارمند دفتر ادوار بود، اما آنقدر با بچه ها چرخیده بود که او را از خود می دانستند. همیشه با این و آن بر سر نامرتبی تحکیم ها دعوا داشت، البته در نهایت هم این خصوصیت ذاتی آنان را می پذیرفت.
بقیه دوستان را کمتر می شناختم، امیدوارم که زودتر به همراه این دوستان آزاد شوند. جز امیدواری و یادی از ایام دیگر توانی نداریم… البته از او می خواهیم که با مدد الهی ما را یاری رساند و آنان را از بند برهاند…
در ادامه پروژه امنیتی سرکوب دانشجویان امیرکبیر که با جعل نشریات دانشجویی در این دانشگاه آغاز شده است نیروهای امنیتی در راستای پیشبرد این پروژه شوم خود چند تن از خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر را تهدید کردند. پس از آشکار شدن فشار های شدید جسمی و روانی بر روی دانشجویان در بند برای اخذ اعترافات کذب از ایشان؛ نیروهای امنیتی فشار و تهدید خود را بر خانواده های این دانشجویان افزوده اند تا از اطلاع رسانی درباره وضعیت آنان جلوگیری کنند. امروز خواهر عباس حکیم زاده از سوی نیروهای امنیتی به صورت تلفنی به شدت تهدید شد. گفتنی است پیش از این نیز برخی از خانواده های دانشجویان بارها از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده بودند.عباس حکیم زاده بیش از یک ماه است که در بازداشت به سر می برد و حتی با خانواده خود تماس تلفنی نیز نداشته است. و هیچ مرجعی پاسخگوی نگرانی خانواده وی نسبت به وضعیت حکیم زاده نیست. لازم به دکر است که عباس حکیم زاده چندی پیش ستون فقرات خود را عمل کرده است و وضعیت نگهداری او در زندان به نگرانی دوستان و خانواده وی افزوده است.
الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم
هنوز زخم وارد شده بر قلب جنبش دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر التیام نیافته بود که دشنه شوم استبداد زخمی دیگر بر پيکر زخم خورده جنبش دانشجویی نواخت تا اوین دیگر بار میزبان مردانی از نسل آرش و کاوه باشد . استبداد در ادامه خودکامگیهای هر روزه و هر ساله اش جمعی دیگر از یاران دبستانیمان را روانه زندان مي کند تا لکه ننگی دیگر بر دامان سیاه خود به جای گذارد. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که رسانه ها به شدت در بایکوت خبری به سر می برند و علیرغم بیانیه ها و درخواستهای مکرر دانشجویان و گروههای مختلف مبنی بر آزادی فوری و بی قید و شرط دستگیر شدگان تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است .این ها در شرایطی صورت می گیرد که اصل ۲۷ قانون اساسی تصریح می کند : ” تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. ” حال چگونه است که تحصن آرام و قانونی تنها ۶ نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مقابل دانشگاه امیرکبیر در دفاع از حقوق دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه ، اقدام بر علیه امنیت ملی شمرده شده و با خشونت با آنها برخورد و دستگیر و زندانی می شوند ؟! اما از طرفی تجمع چندین روزه دانشجویان بسیجی در همین مکان در اردیبهشت ماه امسال نه تنها با ممانعتی مواجه نشد ، بلکه با پوشش وسیع خبری در رسانه به اصطلاح ملی نیز همراه گردید.حتی تجمع خشونت آمیز جمعی تحت عنوان جنبش عدالتخواه دانشجویی در مقابل سفارت انگلیس که به درگیری با ماموران امنیتی نیز انجامید اقدام علیه امنیت ملی تشخیص داده نمی شود و دستگیر شدگان پس از چند ساعت به آغوش خانواده شان باز می گردند!!!یورش به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت ) و اشغال خشونت آمیز آن نیز قصه تلخ دیگری است. در کدام قانون چنین اجازه ای داده شده که به دفتر یک گروه قانونی دارای مجوز تجاوز شود و با شلیک تیر هوایی و شکستن در اقدام به دستگیری اعضای آن نمایند .این در شرایطی است که به عقیده بسیاری از تحلیلگران ، سیاستهای اقتصادی و حتی سیاست خارجی دولت نهم شکست خورده و به بن بست رسیده است و حتی بر خلاف اخبار منتشر شده پرونده هسته ای نیز در وضعیت خوبی به سر نمی برد ؛ تورم افسار گسیخته ، کاهش اشتغال و افزایش روزافزون آمار بیکاری ، کاهش رشد اقتصادی ، افزایش بی رویه واردات و وابستگی روز افزون اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی در کنار صدور پی در پی و بی سابقه قطعنامه های شورای امنیت علیه کشورمان و … حاکمیت یکپارچه اقتدارگرایان را با چالشهای جدی مواجه کرده است و حاکمیت برای سرپوش گذاشتن به ضعف های اساسی خود به جای اعتراف و تغییر مواضع ، به سرکوب منتقدانش روی آورده و در این مسیر هیچ انتقادی را بر نمی تابد . و بی شک جنبش دانشجویی به عنوان یکی از اصلی ترین منتقدان دولت، مورد بیشترین هجمه ها قرار گرفته است. در کنار جنبش دانشجویی، اصحاب رسانه و مطبوعات و فعالین جنبش زنان و کارگران نیز از این سرکوبها بی بهره نبوده اند.شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دا نشگاههای شیراز و علوم پزشکی ضمن محکوم کردن بازداشت غیر قانونی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و جمعی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی و پلمپ دفتر این سازمان قانونی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشت شدگان اخیر و همچنین دانشجویان در بند دانشگاه امیر کبیر می باشد و ضمن هشدار نسبت به روند ناصواب در پیش گرفته شده از سوی حاکمیت در برخورد با منتقدین اعلام می دارد که چنین رفتارهای قهری ، حذفی و توام با خشونت در برخورد با جنبش دانشجویی نه تنها خواسته های نامشروع آنان را برآورده نمی سازد، بلکه مشعل آگاهی را روز به روز در دل مردمان این سرزمین روشن تر و دانشجویان را در پیمودن مسیری که به آن ایمان راسخ دارند مصصم تر و استوارتر خواهد نمود .گیرم که در باورتان به خاک نشستم / و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار استبا ریشه چه می کنید ؟گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید / پرواز را علامت ممنوع می زنیدبا جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟گیرم که می زنید / گیرم که می برید / گیرم که می کشیدبا رویش ناگزیر جوانه چه می کنید …؟؟؟
شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای شیراز و علوم پزشکی