تبليغاتX
تا رهایی دانشجویان در بند

نوشته‌ای از فریبا داوودی‌مهاجر:

ساعت ها به عکس هاي قاب گرفته جواناني نگاه مي کنم که تکرار مي کنند “دوستانمان را آزاد کنيد،

و جاده اي که انتهايش روشن است، وبه عکس هاي دوستان دربندم: دکتر کيوان انصاري، ابولفضل جهاندار، سعيد درخشندي، مجيد توکلي، احسان منصوري، احمد قصابان، کيوان رفيعي، علي فرحبخش، عدنان حسن پور، هيوا بوتيمار، منصور اسانلو، يعقوب سليمي، عباس نژند، غتام رضا غلام حسيني، محمود هژبري، هادي کبيري که همه به ما خيره شده اند با لبخند و نگاه هاي صادقانه اشان. به آنهايي که هر کدام مي توانستند بدون دغدغه و دردسر درس بخوانند وزندگي کنند و بي خيال دردهاي مردم بي خيالي طي کنند. به شب هاي انفرادي بچه هاي اين مرزوبوم مي انديشم؛ به روز هاي بازجويي و غربت؛ به جرم هاي نکرده وبه تهمت هاي ناروا که اقايان باز جو به آنها حقنه مي کنند. به شب هاي بي خوابي. به چراغ هاي هميشه روشن وسکوت درداور سلولهاي مانند قبر و بدون روزنه؛ به نفس هاي به شماره افتاده و رعب و وحشتي که برادران “ارزشي” در دل آنها روانه مي کنند.

به درد دل هاي نگران کننده مادران آنها مي انديشم که دردمندانه براي آزادي فرزندانشان کمک مي طلبند؛ به روزهاي اعتصاب غذا و ضعف هايشان و صداهاي لرزان پشت تلفن که نگراني خانواده را دو چندان مي کند؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 10:10 |

نوشته‌ای از کیانوش سنجری:

آقاي حسن حداد كه نام اصلي اش حسن زارع دهنوي است و تا سال ۱۳۸۴ يعني قبل از منصوب شدن در مقام معاونت امنيت دادستاني تهران، قاضي شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بود و شمار فراواني از پرونده هاي ساخته و پرداخته شده براي فعالين سياسي منتقد، دانشجويان و روزنامه نگاران و به ويژه بازداشت شدگان در تجمعات اعتراض به رژيم را او بررسي مي نمود، ديروز در گفتگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي، ايرنا، پيرامون وضعيت پرونده هاي دانشجويان بازداشت شده ي دانشگاه اميركبير، منصور اسانلو و سه ايراني امريكايي كه در بازداشت وزارت اطلاعات هستند سخن گفت و گفت شكنجه نمي كنيم و گفت بازداشتگاه ۲۰۹ يكي از بهترين بازداشتگاه هاي دنياست! - بخش اول - بخش دوم

آقاي قاضي زارع دهنوي!
نخست اين پرسش مطرح است كه اگر بازداشتگاه ۲۰۹ يكي از بهترين بازداشتگاه هاي دنياست و زندانيان در آن جا شكنجه نمي شوند پس چه دليلي وجود دارد كه شما و مسئولان وزارت اطلاعات به نمايندگان منتخب حكومت در مجلس شوراي اسلامي، سال گذشته و امسال اجازه نداديد از آن جا بازديد كنند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 9:58 |

نوشته‌ای از کورش زعیم:

 

من شادمانم که شماری از دانشجویان در بند و همچنین دوستانمان در ادوار تحکیم آزاد شدند. امیدوارم که این نشانه ای از بخود آمدن حاکمیت اقتدارگرا باشد که دانشجو، این موجود مقدس هر جامعه را، این نور چشم خانواده را، و این خون جاری در رگهای جامعه را هرگز نباید به بند کشید. او باید مانند آرزوهای یک ملت آزاد باشد.

حاکمیت جمهوری اسلامی راه خود را گم کرده، مانند مسافری در دوران هواپیما و قطار سریع السیر، که در پی نوسازی زین شتر است.  آنها باید به خود آیند که دیگر سده های اول و دوم تکرار شدنی نیستند. رنسانس کشورهای اسلامی آغاز شده و ستیزگری و مقاومت در برابر موج هماهنگ سازی جوامع اسلامی با جهان فردا نافرجام خواهد بود. اگر نگاهی به تاریخ اخیر جهان بیافکنیم، متوجه می شویم که هیچ گریزی از این روند نیست.

از انقلاب فرانسه، که می توان آن را آغاز جنبش قانونگرایی یا انقلاب قانون اساسی در جهان نامید، یک قرن و نیم تا جنگ جهانی دوم طول کشید تا همه کشورهای جهان دارای قانون اساسی شدند. جوامع بشری نظم مدنی یافتند که اوج آن تشکیل سازمان ملل و حاکمیت جهانی سازمان های بین المللی به جای امپراتوری ها شد. پس از آن انقلاب استقلال طلبی آغاز شد و بسیاری جوامع تحت استعمار یا اشغال شده استقلال یافتند. فقط در سالهای 1960 تا 1980، شصت کشور به استقلال دست یافتند. از 1980 تا امروز را می توان دوران انقلاب دموکراسی خواهی نامید. در این دوران شمار زیادی از کشورهای جهان مجبور به پذیرش نظام دموکراسی برای اداره کشور شده اند. اکنون فقط انگشت شماری از کشورها باقی مانده اند که به این موج جهانی بپیوندند. هیچ گریزی از این روند توفان سا نیست. می توان آن را با مسالمت و همکاری با ملت انجام داد و می شود در پی اوهام و تصورات کودکانه برای بازگشت دادن نظامهای مردود گذشته به دنبال رویارویی با ملت و جهان رفت. این تصمیمی سرنوشت ساز است که حاکمیت در سال جاری با آن روبروست. من آینده خود را روی ملت شرط بندی می کنم.

 

منبع: ادوارنیوز

+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 0:11 |

نوشته‌ای از مهدی امینی‌زاده:

 

نزدیک به یک ماه از بازداشت دانشجویان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت  در جریان تحصن بزرگداشت 18 تیرماه  و  به دنبال آن حمله نیروهای انتظامی به سازمان ادوار تحکیم و بازداشت عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان ، بهرام فیاضی عضو شورای مرکزی و تعدادی دیگر از اعضا و مراجعین به این تشکل قانونی می گذرد. اگرچه شش نفر از این افراد با قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند اما سایرین همچنان در زندان مانده اند حوادث 18 تیرماه امسال و سالیان گذشته یک پرسش اساسی را بر می انگیزد که به چه دلیل مناسبات دانشجویان و نیروهای امنیتی به این شکل خصمانه و بر پایه سرکوب استوار شده است ؟ و آیا گریزی از این واقعه وجود نداشته و ندارد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 14:57 |

نوشته‌ای از مسعود بهنود:

در صدای آقای رحمانيان مدير شرق، وقتی می گفت فارغ از خارج شدن روزنامه از توقيف يا نه، ديگر خيالی برای ادامه کار ندارم، نوعی دلسردی موج می زد. نوعی مايوسی، که بايد آن را به کسانی که در همين لحظه شادمانی نصيبشان شده است، تبريک گفت. موفقيت در رساندن آدمی به نقطه ياس نه کاری آسان است. حتی برای کسانی که در ارزوی روزی هستند که روی ميز روزنامه فروش جز روزنامه های همانند کيهان و رسالت نماند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 14:54 |

نوشته‌ای از مسیح علی‌نژاد:

تصوير اول:
تنها جمع اندكي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت روي زمين سرد مقابل دانشگاه به تحصن نشسته‌اند با كاغذنوشته‌هايي در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجويان دانشگاه پلي‌تكنيك.

تصوير دوم:
ولوله در دل مسوولان و تصميم‌گيران كشور ايجاد شده و به هر سو كه رو مي‌كني، مسوولان رده اول حوزه سياست خارجي ايران به تكاپو افتاده‌اند تا آشوب و بلواي به‌راه‌افتاده به‌واسطه آنچه تنها روي كاغذ نوشته شده را سامان دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 11:13 |

نوشته‌ای از حنیف یزدانی- دانشجوی بازداشت‌شده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت:

 

101سالگي مشروطه را در حالي سپري کرديم که خواست ها و مطالبات اصيل مردم در آن جنبش هنوز که هنوز است به تمامي رنگ واقعيت نيافته است.

 

ايرانيان طي صد سال گذشته با چهار جنبش گام به گام انديشه هاي مشروطه خواهي را با تصحيح و تکميل به اوج رساندند. در اين ميان با شکست هر جنبش، جنبش ديگر با درس گرفتن از تجربه ها، آرمان هاي اصيل و بنيادين خود را با شفافيت بيشتري تعقيب کرد. «پويايي ايراني» که از فرهنگ و تاريخ و تمدن و باورها و آرمان هاي اين مرز و بوم حکايت دارد در طول تاريخ، ايران را هر روز و هر لحظه در مواجهه با انديشه هاي نو قرار داده است.

 

ايران که از ديرگاه منطقه برخورد مکاتب و انديشه هاي گوناگون و نيروهاي مهاجم گوناگون بوده است، با توسل به هويت فرهنگي- تاريخي- ملي خود از گزند انديشه هاي اهريمني و نابودي از تهاجمات وحشيانه به دور مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 11:7 |
نوشته‌ای از عبدالله مومنی- سخنگوی بازداشت‌شده سازمان دانش‌آموختگان( ادوار تحکیم):

افراد جامعه داراي نگرش هاي متفاوت نسبت به مسائل اجتماعي هستند. درک عوامل تاثيرگذار بر اين نگرش ها اهميت اساسي دارد. نگرش افراد جامعه نسبت به مقوله رفاه اجتماعي داراي طيف گسترده اي است، برخي با اعطاي بخشي از بودجه کل کشور براي تامين رفاه اجتماعي مخالفت مي کنند، برعکس بقيه نسبت به آن نگرش بسيار مثبتي دارند. اين پيوستار تا اندازه اي تحت تاثير نگرش هاي افراد نسبت به مقوله هاي اجتماعي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 11:4 |

نوشته‌ای از امیر خرم:

 

 اين نوشته را تقديم مي‌كنم به دوست و برادر عزيزم، عبداله مومني و ساير دوستان جوان هم بند او كه اين روزها، سخت در جستجوي معناي زندگي خويش‌اند.  

نكته اول: در ميزان پايداري و مقاومت افراد در مقابل شرايط دشوار، همواره دو مولفه تاثيرگذار است. اول ميزان اعتقاد فرد به موضوعي كه باعث بروز دشواري شده است. دوم ميزان اهميت موضوع پيش آمده. به عبارت ديگر مي‌توان چنين گفت كه حاصل ضرب ميزان اعتقاد فرد در ميزان اهميت موضوع، مساوي خواهد بود با ميزان پايداري و مقاومت فرد در قبال دشواري پيش آمده. بگذاريد با ذكر مثالهايي، اين نكته را توضيح بيشتري دهم. تصور نماييد كه مشكلي براي كسي پيش آمده. ليكن موضوع از اهميت چنداني براي فرد برخوردار نيست، به عنوان مثال، اختلاف ميان عضوي از سردبيري يك روزنامه در زدن تيتر صفحه اول با ساير اعضاي سردبيري. ليكن با وجود آنكه اين فرد در صحت نظر خود ترديد ندارد (به صحت نظر خود اعتقاد دارد)، به جهت عدم اهميت موضوع، در قبال فشار بيروني (نظرات مخالف سايرين) مقاومتي از خود نشان نداده و از موضع خود كوتاه مي‌آيد. به عبارت ديگر حاصل ضرب اعتقاد بالاي فردي در اهميت پايين موضوع، در نهايت مساوي مقاومتي اندك خواهد بود. حالت ديگري را در نظر بگيريد كه موضوع پيش آمده از اهميت بسيار بالايي برخوردار است مانند مبازره در جهت تحكيم مباني دموكراسي و ضرورت تلاش در راه پياده‌سازي آن در جامعه. ليكن فرد مورد نظر ما چندان اعتقادي به اين موضوع ندارد. در اين حالت نيز بدليل حاصل ضرب اهميت بالاي موضوع در اعتقاد اندك فردي، ميزان مقاومت پايين خواهد بود. به عبارت ديگر دليلي براي مقاومت در برابر فشارهاي بيروني وجود نداشته و فرد مورد آزمون، قطعاً تابع اين فشار‌ها شده و از نظر خود عدول خواهد كرد. ليكن حالت ديگري نيز متصور است كه هم موضوع از اهميت بسياري برخوردار است و هم فرد مورد آزمون به آن اعتقاد راسخ دارد. به همان مثال پيشين برمي‌گردم. ضرورت مبارزه در جهت تحكيم و بسط دموكراسي و پياده‌سازي اصول آن در جامعه كه از اهميت بالايي برخوردار است، در عين حال اگر فرد مورد آزمون نيز به اين موضوع اعتقاد قلبي داشته باشد، در اين حالت قطعاً عدد ميزان پايداري و مقاومت در مقابل فشارهاي خارجي نيز بزرگ خواهد بود. چرا كه از حاصل ضرب دو عدد بزرگ بدست آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 10:43 |

نوشته‌ای از نیلوفر گلکار:

بهاره هدایت و امیر یعقوبعلی از فعالان جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضاء در زندان به سر می‌برند.

بهاره را در تحصن دانشجویی شش نفره که در اعتراض به بازداشت دانشجویان پلی‌تکنیک و به‌عنوان حرکتی نمادین برای یادآوری خاطره‌ي هجده تیر برگزار شده بود٬ بازداشت کرده‌اند. تحصنی که جزو مسالمت‌آمیزترین نوع اعتراض و بر اساس قانون اساسی کشورمان نیز مجاز است. اما تجربه‌ي همه‌ي کشورهای استبدادی در طول تاریخ ثابت کرده که چنین حاکمیت‌هایی هیچ نوع اعتراضی را بر نمی‌تابند. می‌گویم استبداد زیرا نمود ابتدایی‌ترین نوع تعریف آن را می‌توان به وضوح مشاهده کرد یعنی همان وسعت دامنه‌ي قدرت خودسرانه به همه‌ي ابعاد زندگی انسان‌ها. قدرتی که بر پایه‌ي آن گاه بازداشت می‌کنند و بعد اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و قدرتی که گاه با آن بازداشت می‌کنند و اعلام هم می‌کنند اما اتهامی‌ را عنوان نمی‌کنند و پاسخ‌گو هم نیستند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 15 مرداد1386 و ساعت 0:39 |

نوشته‌ای از مهدی شیرزاد:

مادر، آيا اميدي هست؟

اين جمله اي بود که از مادر احمد قصابان شنيدم. من، احمد را نمي شناسم. او را هرگز نديده ام. تنها يکي، دو بار ذکرخيرش را از يکي از عزيزانم شنيدم. اما جمله اش جرقه اي بود که خرمن درونم را به آتش کشيد. مادرش مي گفت؛ آخرين باري که با احمد تلفني صحبت کردم، او از من پرسيد؛ «مادر، آيا اميدي هست؟» و او پاسخ داده بود؛ «آري پسرم، اميدي هست، خدايي هست،» مادرش وقتي اين گفت وگو را مي گفت، قطرات اشک بود که نرم و آرام از چشمانش بر آغوش گونه هايش آرام مي گرفت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 18:41 |

نوشته‌ای از میثم قهوه‌چیان:

مرتضی نمی توانم کاری بکنم. یعنی کاری از دستم بر نمی آید تا انجام دهم تا تو آزاد شوی. ۲۴ روز می گذرد و تو هنوز در زندانی و من نمی دانم چرا باید جای دانشجو در زندان باشد. جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه برخورد و شکنجه دانشجویان را تکذیب کرده بود چه ما دانشجویان را شکنجه نمی کنیم اما همو بود که در روز ۱۹ تیر یک روز بعد از دستگیریتان گفت هیچکدامتان دانشجو نبوده اید. آیا می توان دروغهایی شنید و هنوز دل به صحت و راستی داد؟
مرتضی نگرانتم هستم. فعالیت های تو در راه آگاهی یادم نمی رود و خطرپذیری تو برایم موجب حیرت است. دل نگران نان دیگران بودن و از موقعیت خانوادگی گذشتن و قدم در راه مردم گذاشتن تو را در نزد من بالا برده است. یادم نمی رود تفاوت هایمان اما شجاعت و تداومت از تو مردی ساخت که زندان را تجربه کند و مظلومیتش چون دیگر دوستان اثبات گر بخشی از ادعاهایش شود. کار سیاسی ات با زندان تمام نمی شود زان روست اگر آزاری است آزار از سر عجز است اگر خدای ناکرده شکنجه ات کردند بدان که به خاطر عجز و ناتوانی شان بوده آنها نمی توانستند با توی آزاد بجنگند زین رو به بندد کشیدند تا بتوانند آزارت دهند. آری تو در آزادیت آرام آزادی ستیزان را گرفتی تا با گرفتن آزادی ات   بتوانند     زهره چشم به تو نشان دهند     و    می دانند    تو     همان مرتضی خواهی ماند   و    هیچ    اعتراف    و    شکنجه ای راه تو و دوستانت را نخواهد گرفت.
****
یادم می آید مرتضی یک روز ممنوع الورود شد. یعنی اولین روزی که ممنوع الورود شد. بچه ها برایش تجمعی برگذار کردند و رفتند دم در تا او را وارد دانشکده کنند. او وارد شد، اما نگهبان دانشکده با او حرف زد و گفت که جریمه و توبیخش می کنند و مرتضی به همین خاطر برگشت و از بیرون در برای دانشجویان حرف زد. او نان نگهبان دم در را تهدید نکرد تا حق ورود خود به دانشگاه را بگیرد.
دل نگرانت هستم. کسی که دیگران را به خود ترجیح می داد.

منبع: وبلاگ حرکت

+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 11 مرداد1386 و ساعت 12:50 |

نوشته‌ای از محسن سیدین

من به مجید توکلی افتخار می کنم که بعد ۱۹ روز اعتصاب غذا یک کلمه از حرفهایش در مورد بیگناهی خود و دوستانش کوتاه نمی آید. مجیدی که در لحظات خواندن این نوشته در وضعیت بسیار و خیمی است و استغاثه مادرش بر عرش الهی بلند.
من افتخار می کنم به همچون احمد قصابانی که بعد آنهمه کابل خوردن و شکنجه روحی، خدنگ جلوی ۵ تا بازجوی اوین می ایستد و بازو نشان مادر میدهد و میگوید: «مامان از اینها نترس! من دیگر مرد شده ام!»
و به احسان منصوری، او که به اتهام دروغین توهین به مقدسات زندانی است ولی در زیر مشت و لگد هم حاضر نیست به گفتن کوچکترین کلامی در عذرخواهی از محضر جناب آقای احمدی نژاد که گویا جدیدا به جرگه مقدسات پیوسته!
من افتخار می کنم به خانواده دوستانم که گول وعده ها و تهدیدهای دستگاه (مخل) امنیتی کشور از ما بهتران را برای سکوت و عدم مصاحبه و دادخواهی نخوردند و وقتی پدر یکی شان در مقابل شیخ مهدی کروبی از تازه آزاد شده ای می خواهد که در شرح فجایعی که به سرشان آورده اند رعایت حضور خانمها را بکند، مادر به صدای رسا پاسخ می گوید: « ملاحظه چه؟ دیگر جایی برای ملاحظه نمانده!» آری … چنین مادری است که شیر نر می زاید.
و افتخار می کنم به علی صابری و عباس حکیم زاده و پویان محمودیان و مجید شیخ پور و مقداد خلیل پور که وقتی بعد آنهمه آزار وشکنجه و با یک عالم تهدید برای خفه خون گرفتن از زندان بیرون می آیند، یک روز هم در شرح جنایات و  کثافتکاری های جلادان تعلل به خود راه نمیدهند… نه به این امید که فریادرسی باشد، نه! فقط و فقط به خاطر اینکه من و تویی که جرات آزادی نداریم چشممان باز شود به ضعف و زبونی دستگاه وحشت این استبداد دروغگو و ریاپرور.

منبع: خبرنامه امیرکبیر

+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 11 مرداد1386 و ساعت 12:29 |

نوشته‌ای از حسین باستانی:

اخبار شوک آور شکنجه دانشجويان زنداني در اوين، از يک ويژگي کاملاً مشخصي برخوردارند: اينکه شکنجه ها، بر خلاف روال رايج در سال هاي گذشته، نه در بند 325 ، بلکه در بند 209 صورت مي گيرند.

بازجوياني بند 325 نيروهاي حرفه اي اطلاعاتي نبودند: اعضاي غير حرفه اي ارگان هاي ديگر بودند که به خاطر سست شدن اعتماد اقتدارگرايان به وزارت اطلاعات در دوره خاتمي، به ناچار به ايفاي وظايف اطلاعاتي مي پرداختند - يا حداقل، تصور مي کردند دارند به ايفاي اين وظايف مي پردازند. اغلب کساني که توسط آنها بازجويي مي شدند، به شگفتي درمي يافتد که اطلاعات بازجويانشان نسبت به موضوع بازجويي يا شخص مورد بازجويي، به گونه اي غريب ناچيز است. در نتيجه، چندان دور از ذهن نبود که چنين نيروهاي آماتوري، تنها چاره براي کسب اطلاعات را، در فشار بيشتر بر زنداني ببينند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 10 مرداد1386 و ساعت 23:47 |

نوشته‌ای از حجت شریفی:

همه کساني که با جنبش دانشجويي و فعاليت هاي دفتر تحکيم وحدت در طول دهه 80 آشنا هستند قطعاً نام عبدالله مومني را بيش از هر نام ديگري مي شناسند، نامي که شايد بتوان به درستي نماد و سمبل سه نسل از جنبش دانشجويي از سال 80 تاکنون دانست و امروز در زندان است. باز هم قصه تکراري. و چه تاسف بار که در بيرون زندان صداهايي چون مومني، هاشمي، عربشاهي، هدايت، فياضي، وفقي، نکونسبتي، يزداني، حاج حيدري، بيات، خاندل، حسيني نيا، غيسوندي و مهرزاد که دلسوزانه به انتقاد از سياست ها و رويه ها مي پردازند، شنيده نمي شود.

عبدالله مومني به همراه جمعي ديگر از اعضاي دفتر تحکيم که به آرمان هاي خود در دوري از قدرت و نقد قدرت حاکم وفادار بودند و نمي توانستند شاهد بازگشت وابستگي اين مجموعه به قدرت باشند به اتکاي راي دانشجويان و همگامي و حمايت بيش از 95 درصد اعضاي دفتر تحکيم وحدت و انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر کشور، طي اقدامي هوشمندانه در زمستان سال 80، با تشکيل نشست سراسري اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در دانشگاه علامه طباطبايي و برگزاري انتخابات شوراي مرکزي، دفتر تحکيم وحدت را از درافتادن به دامان سهم خواهي ها و قدرت طلبي ها نجات دادند. به اين ترتيب اعتبار کسب شده براي اين مجموعه در طول دهه 70 حفظ شد تا نام دفتر تحکيم وحدت به عنوان يک تشکيلات مستقل و منتقد برخاسته از متن دانشگاه و مبتني بر آراي دانشجويان دانشگاه ها، هر روز بيش از ديروز بر تارک جنبش دانشجويي ايران بدرخشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 9 مرداد1386 و ساعت 21:13 |

نوشته‌ای از علی بزرگیان:

برای ما محمد باقر خرمشاد نامی آشناست .استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی و من نیز دانشجوی سیاسی آنجا.زمانی تلاش می نمود خود را از بقیه متفاوت نشان بدهد.به همگان در صدد اثبات بی طرفی خود و عدم اتصال به جناح و حزبی بود.اما امان از فیش حقوقی، امان.دکتر خرمشاد برای طرفداری از دولت جدید بسیار کوشا نشان می دهد.سر کلاس فریاد هواخواهی اش رو به آسمان می رود.دیگر نشانی از آن پز بی طرفی نیست .بله ،امان از فیش حقوقی ،امان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 9 مرداد1386 و ساعت 21:6 |

نوشته‌ای از سامان رسول‌پور:

يکسال پيش که چند ماهي در تبعيدگاه اردبيل زنداني بودم، درسي آموختم که به باورم هر آن کس که زندان رفته آن را آموخته است.

تازه به زندان اردبيل انتقالم داده بودند که يکي از مسئولان زندان، در اولين برخوردي که با من داشت، پرسيد: "براي چي گرفتنت؟" گفتم: "کارهاي حقوق بشري". گفت: "کارهاي حقوق بشر يعني اينکه به بشر پول مي دهند؟! گفتم: "نه حقوق بشر يک چيز ديگري است". مشخص بود که مفهومش را خوب نميدانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 9 مرداد1386 و ساعت 21:2 |

نوشته‌ای از روزبه میرابراهیمی:

مي دانم سال هاست در اين مملکت نوشتن از حقايقي چون خورشيد عيان، "تشويش اذهان" و "اقدام به سياه نمايي" تعبير مي شود و به راحتي آب خوردن احکامي را در پي دارد که کمترين شان زندان است و محروميت هاي پنهان و آشکار.

مدت هاست که در اين سرزمين کوروش تاريخ پر از صفحات سياه است که يادآوري شان عرق شرم را بر پيشاني انسان هايي که غم ملک و ملت دارند مي نشاند.

مدت هاست که با نام مصلحت قربانيان به قربانگاه برده مي شوند و ما همه عادت کرده ايم تنها اين بخش از مذهب مان را احيا کنيم که بر جسدها روضه بخوانيم و ناله سر دهيم.

مدت ها است در اين مرز و بوم هر نسلي تاوان نسل هاي ديگري را مي دهد که برايش از پيش ساخته اند يا ويران کرده اند. و ما چون چغدان محکوم به نشستن بر ويراني هايي هستيم که برايمان برجا گذاشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 14:34 |

نوشته‌ای از خدیجه مقدم

بهاره هدایت سمبل پیوند جنبش زنان و جنبش دانشجویی و عضو فعال کمپین یک میلیون امضاء است که به خاطر یک تحصن کوچک دانشجویی (6نفره) از 18 تیرماه در زندان اوین بسر می برد و امیر یعقوبعلی را روز چهارشنبه 20 تیرماه، هنگام جمع آوری امضا در یک بعد از ظهر داغ تابستان در پارک اندیشه دستگیر کردند و او هم امروز در زندان اوین در بند است.

این روزها با خود می اندیشم بهاره و امیر اینک در زندان به چه می اندیشند؟ به مادرانشان؟ به خانوادهایشان؟ به دوستانشان؟ به آرمان هایشان؟ به سرنوشت خود؟ به ناجوانمردی ها و بی عدالتی هایی که در حق شان شده؟ به آینده کشورشان؟ .... یقین دارم آنان در چهاردیواری کوچک و سیمانی زندان به همه اینها فکر می کنند و بحق نگرانند، نگران خانواده شان، نگران خودشان، نگران کشورشان و نگران عدالت خواهی و انسانیت که به بند کشیده می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 14:22 |

نوشته‌ای از امیررضا برجسته:

جناب آقای ماندلا:

درود بر شما وتبریک برای تولد ۸۹ سالگیتان.من هم مثل بسیاری دیگر از دوستداران آزادی، تبریک می گویم سالگرد تولد مردی را که نماد آزادی خواهی است. مردی که “راه دشوار آزادی” را با عشق ورزی خویش، با مقاومت خویش و بدون خشونت طی نموده است و اکنون محترم تمامی نسل بشر است.

 

اما، جناب ماندلا:

در حالیکه، عده زیادی از دوستدارانتان در کنارتان گرد آمده بودند تا جشن بگیرند تولد نماد آزادیخواهی را، این گوشه دنیا، اینجا که مثل تمامی دنیا، شما محترم هستید و قابل ستایش دوستان ما اولین روزهای زندانی خویش را می گذرانند. آن هم به جرم برپاداشتن تحصنی ۶ نفره در مقابل یکی از دانشگاههای تهران و همین طور حضور در محل دفتر یک حزب رسمی کشور.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 14:10 |
نوشته‌ای از نوشین احمدی‌خراسانی:

بهاره هدایت (دانشجوی جوان رشته اقتصاد) از آن دست انسان هایی است که به یکباره نمی توان کشف اش کرد، بلکه ذره ذره، خود را می نمایاند. ذره ذره می توان درک کرد چه شور و درایتی در پس رفتار آرام اش نهفته است و کم کم می توان به ژرفای نگاه اش پی برد و شجاعت آرام و بی اغراق اش را لمس کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 0:32 |

نوشته‌ای از مجتبی سمیعی‌نژاد:

 

تاريخ اين سرزمين را يك جا در خود دارد كه صداي آه و ناله‌اش در انتهاي كوچه پس‌كوچه‌هاي شهر مي‌آيد. مي‌آيد و مي‌پيچد و شنيده مي‌شود و نمي‌شود. انگار همه‌ي گذشته را مو به مو در سينه دارد و سينه‌اش را آه و دم ساكنان‌اش مي‌سوزاند. ديوارهاي اوين را مي گويم كه اكنون حبيب حاج حيدري را در بر خود دارد.

آن ديوارها ديده‌اند؛ خشم و عصيان چگونه از يك دهان كه صدايي شده از بهر ملتي به زهرخندي سينه سوز بدل مي‌شود. ديوارهايي را مي‌گويم كه شاينده‌‌ي ميزباني محمد حسين مهرزاد نيستند...

همان ديوارها كه صداها شنيده‌اند؛ جان دادن‌ها ديده‌اند، شب‌ها تا صبح‌ها و صبح‌ها تا شب‌ها بيداري به بيداري بيداردلان داده‌اند و بغل زده‌اند صاحب چشم‌هايي را كه با درد بوي انسانيت مي‌دادند. ديوارهايي كه روزي سكوت خود را در بغض جواناني خواهد شكست كه صداي نشكستن‌شان عالمي را فرا خواهد گرفت. ديوارهاي اوين را مي‌گويم كه اكنون محمد هاشمي در ميان آن‌ها است...

چوب‌خط‌ها؛ كه زخمي‌ست بر آن ديوارها، از حق‌خواهي آزرده‌جاناني كه به هواي آبي آسمان آزادي، سر به هواي‌‌ مي‌شوند تا در_ زندان ابد مستانه به هم در ‌شكنند. چوب‌خط‌هاي ديوارهاي اوين را مي‌گويم كه اكنون بهاره‌ي هدايت را هفت روز است خطي بر آن‌هاست...

ديوارهايي كه ديوار نوشته‌ها دارد، آن ديوارهاي سنگي كه به ناز دل انگشت بچه‌ها عرق مي‌كنند. از تلاوت انسانيت همه چيزي خيس_ شرم مي‌شود جز صورت نامردمان... از ديوارهاي سرپا شكسته‌ي اوين مي گويم كه اكنون عبدالله مومني را در بر دارد...

ديوارهاي كه بوي خدا مي‌دهد، بوي نماز صبح كه وقتي در ميان آن‌ها مي‌خواني رها مي‌شوي از هرچه ديوار و ديوار پرست، نمازهاي كه بوي قرآن خواندن_ بارها و بارها مي‌دهند و صداي اذاني كه منبع‌اش را نمي‌داني از خشت به خشت‌اش رد مي‌شود. آن ديوارها كه اكنون مجتبي بيات را در بر دارد...
ديوارهايي كه هجوم تكرارش بر چشمان گوشه‌شنين گرامي‌اش چاره‌ي اميد و نا‌اميدي مي‌شود. ديوارهاي اوين را مي‌گويم كه امشب امير يعقوبعلي به آن ها تكيه داده و جشن تولدش را مي‌گيرد...
ديوارهايي كه ميزبانان‌اش به تك به تك ميهامانان طعنه مي‌زنند، با دليل و بي دليل، طعنه‌ي اقدام عليه امنيت...، جاسوسي براي...، نشر اكاذيب به قصد...و... ديوارهايي كه ديده اند خفت چشنده‌گان را و خفت‌دهنده‌گان را. ديوارهايي كه مرتضي اصلاحچي در ميان آن‌هاست...
ديوارهايي كه قدشان بلند است و عمرشان كوتاه، كه به سازنده‌گان‌اش وفا نكرد چه رسد به آن‌ها كه آبادش كرده‌اند. همين ديوارها كه اگر يك روز كسي بگويد از سنگ‌هاي‌اش جاري شدن اشك را ديده، باور مي‌كنم...

منبع: روزانه تهران جنوب

+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 0:26 |
نوشته‌ای از مهدی شیرزاد:

پیش از انقلاب، در زمان شاه، عدّه ای که توهّم شاه در رسیدن به توسعه و دروازه های تمدّن را باور کرده بودند، ایران را با آمریکا، آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای توسعه یافته مقایسه می کردند و با برجسته کردن فاصله زیاد آن از سایر کشورهای منطقه، فخر می فروختند. در آن زمان، انقلابیون و برخی روشنفکران کوشیدند پوشالی بودن ادّعاهای شاه را به اثبات رسانند. امّا همان عدّه پس از انقلاب، خود، ایران را با آمریکا و غرب از یک سو و کشورهای بلوک شرق از سوی دیگر مقایسه می کردند؛ امّا این بار، نه از نظر رفاه و توسعه و حتّی امنیّت، بلکه از نظر آزادی و به رسمیت شناختن حقوق انسانی و عدالت مقایسه می کردند تا برتری ایران انقلابی را در این زمینه ها به اثبات رسانند. دهه ای بعد، در دوران سازندگی، ایران غالباً از بسیاری جهات با کشورهای در حال توسعه ای مثل کره جنوبی و مالزی مقایسه می شد. به راستی امروز، ایران را با کجا باید مقایسه کرد؟ این سؤال، سؤالی جدّی و البتّه از سر درد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در شنبه 6 مرداد1386 و ساعت 13:58 |

نوشته‌ای از محمد دادفر:

نظام‌هاي دموكراتيك، چه نظام‌هاي رياستي و چه نظام‌هاي پارلماني متكي بر احزاب اند و ميزان مشروعيت اين نظام‌ها را مي‌توان با ميزان آزادي احزاب و اجتماعات در آنها تعيين كرد.


قانون اساسي جمهوري اسلا‌مي در مقدمه ضمن آنكه "نهادها و بنيادهاي سياسي" را "پايه تشكيل جامعه" مي‌داند، صراحت دارد كه "حكومت از ديدگاه اسلا‌م برخاسته از موضع طبقاتي و سلطه‌گري فردي يا گروهي نيست،بلكه تبلور آرمان سياسي ملتي هم‌كيش و هم‌فكر است كه به خود سازمان مي‌دهد تا در روند تحول فكري و عقيدتي، راه خود را به سوي هدف نهايي بگشايد." متاسفانه در رسانه‌هاي جمعي رسمي ما و از تريبون‌هايي كه طبق قانون اساسي برخاسته از "آراي عمومي" هستند، تبليغات شكننده‌اي عليه تحزب جريان داشته و دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت 21:56 |

نوشته‌ای از امید معماریان:

درست چند روزپس از آنکه هاله اسفندياري، که در نزديک به سه ماه زندان انفرادي هيچ تماسي با وکيل و خانواده خود نداشته ناگهان برپرده تلويزيون ظاهرشد و با چهره اي نزار و پريشان به تحليل "انقلاب هاي مخملي" پرداخت، شيرين عبادي درمصاحبه اي که درروز منتشرشد به من گفت که خانم اسفندياري صبح بعد به مادرش تلفن زده و گفته که خسته است و نمي داند ديگر چه کند. اسفندياري به مادر 93 ساله اش گفته بود: " مرا ازاينجا نجات بدهيد."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت 9:41 |

نوشته‌ای از نوشابه امیری:

اين مقاله بر اساس يک فرض نوشته شده است؛ فرضي که احتمالش کم نيست: اعتراف تلويزيوني عبدالله مومني. نه فقط او، که همه دانشجويان و ديگراني که اين روزها در سلول 209 اوين به سر مي برند. هاله اسفندياري، کيان تاجبخش.... و بسياري ديگر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 3 مرداد1386 و ساعت 8:51 |

نوشته‌ای از میثم قهوه‌چیان:

 

نامه پسرانش اشکم را درآورد، اگر دیگران را پدر و مادر و برادر و خواهر و همسر در انتظار است عبدالله را پسران هم در انتظارند. عبدالله را الگوی ایستادگي را.

چقدر پایداری اش زیباست و چقدر این پایداری سیاه دلان را به خشم آورده است. عبدالله در ایران مانده است و در ایران به فعالیت هایش ادامه می دهد. این در درون بودن گواهی برای صداقت اوست. آیا عبدالله در فعالیت خود در تشکیلات قانونی دفتر ادوار تحکیم وحدت جرمی مرتکب شده است که باید در زندان باشد. یا نه او بی گناه است او صرفا به خاطر بودنش تاوان می پردازد. به خاطر استقلالش از صف طولانی سجده کنندگان در بارگاه قدرت. هرگز عقب ننشسته و هرگز کمر خم نکرده است عبدالله و چه اسم شایسته ای دارد اسمی که او را تمام قد نمایان می کند و به همان اندازه نفی کسانی است به جای خدا نشسته اند: عبدالله.عبدالله نماد کسانی است که زندگی را در چرخه ای تکراری نمی خواهند، آنها به دنبال حماسه اند. حماسه ی دفاع از دانشگاه، دفاع از اسانلو، دفاع از زنان دربند، دفاع از اقوامی که از حقوق حقه شان محروم شده اند. عبدالله نماد کوشش های قانونی بود اما کدام قانون. قانوني كه براي مقيد كردن قدرت آمده است اما انگار نه انگار كه قانوني آمده است. خوب گفته بود احمد زید آبادی به نقل از قرآن که خیانت به عهد عملی شیطانی است و در یورش به تشکیلاتی قانونی و زندانهای انفرادی و اخذ اعترافات غیر قانونی همه نقض قانون است و عملی شیطانی، چه قانون اساسی عهدی است بین مردمان و حاکمان. اما دریغ که عده ای نه دین دارند و نه انسان اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در چهارشنبه 3 مرداد1386 و ساعت 8:48 |

نوشته‌ای از مهرانگیز کار:

اسفند 84 بود. اعلام شد: "شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت بنا به پيشنهاد دانشگاه هاي علامه طباطبايي، الزهرا و دانشکده امور اقتصادي با شکل گيري کميسيون دفاع از حقوق زنان دفتر تحکيم وحدت موافقت کرد. هدف از تشکيل کميسيون پي گيري مطالبات بخش عظيمي از جامعه دانشگاهي و پيوند بهتر جنبش دانشجويي با جنبش زنان است."


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 2 مرداد1386 و ساعت 23:11 |

نوشته‌ای از مسعود بهنود:

 

صداي حميد رضا مومني را که شنيدم، وقتي که گفت فقط مي خواهم بابا عبدالله پيشمان باشد، صداي آشنائي بود. انگار صداي همه بچه هائي بود که مادر يا پدرشان را روزگاري پشت ديوارها و ميله ها ديده اند. انگار صداي هزاراني بود که پدر را دستبند به دست ديده اند در دست ماموران، به جرم گفتن، نوشتن و فکر کردن. جاي آن دارد اگر ابر بارانش گيرد. از دوستي خواستم عکسي از حميدرضا برايم بفرستد. فرستاد عکسي از حميد و امير را. صاعقه اي در درون آدمي مي جهد در اين وقت ها، هر چقدر خوددار باشي و حليم، باز آرام و قرارت از دست مي رود. نامه اي نوشتم برايشان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در سه شنبه 2 مرداد1386 و ساعت 23:6 |

نوشته‌ای از احمد زیدآبادی:

با خشم و نفرت گفت: حاله ديگه از داخل زندان وكيل مدافع بهنود و ابراهيم نبوي شده‌اي! گفتم: كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته!

از نوع نگاهش دانستم كه نه معني اين جمله را مي‌داند و نه مي‌داند گوينده‌اش كيست و نه اصولا آن را در عمر خود شنيده است.

در واقع هيچ چيزي موثرتر از كشف و افشاي تناقضات حكومت‌ها نيست و هيچ چيزي نيز مثل به رخ كشاندن تناقض‌ها، خشم حكومت‌‌ها را بر نمي‌انگيزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 8:39 |

نوشته‌ای از احمد آدینه‌وند:

ظرف شب های گذشته تلویزیون جمهوری اسلامی اقدام به پخش برنامه ای تحت عنوان«به اسم دموکراسی» نمود که ظاهرا به انتشار اعترافات سه چهره علمی و دانشگاهی ایرانی تبار که در زندان از آنان اخذ شده بود اختصاص داشت اما در واقع به تلاشی برای انتساب تمام حرکات تحول خواهانه داخلی در چند کشور نمونه در اروپای شرقی و آسیای مرکزی که به انقلابات رنگی در این کشورها موسوم گردید به خارج از آن کشورها و خصوصا آمریکا شباهت بیشتری داشت به صورتی که گویا تمام این تحولات به مدد تحریکات و حمایت های محافل آمریکایی صورت وقوع یافته اند و ظاهرا محور و عنصر کلیدی پیشبرد طرح های آمریکا نیز دانشجویان آن کشورها بودند که عمدتا تحت آموزش و هدایت موسسات آمریکایی ترغیب به عمل بر ضد حکومت های کشورخود شده اند. این برنامه از سوی بسیاری از ناظران به مثابه کلید خوردن فاز جدیدی از سناریوی از پیش طراحی شده علیه جنبش دانشجویی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 8:30 |

نوشته‌ای از فرید مدرسی:

 

در سالروز 18 تير روزي كه دانشگاه مورد هجمه كساني قرار گرفت و هيچگاه محاكمه نشدند، خبر تاسف‌آور بازداشت اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم منتشر شد؛ خبري شوك‌آور همچون 8 سال قبل. نه تنها در اين 8 سال از اقداماتي در 18 تير و هجمه به دانشگاه با جامعه دانشگاهي همدردي نشده است، بلكه روزانه با برخورد، بازداشت و واكنش‌هاي تند از آنان استقبال شده است. امروز نيز اين داستان بار ديگر تكرار شد؛ داستاني كه نه آغاز است و نه پايان.

اعتراض آرام در مقابل خانه دانشجويان آن هم توسط چند فعال دانشجويي به تعداد كمتر از انگشتان دست چه اقدام خلاف قانوني بود كه سرانجام اعتراض آنان اينگونه رقم خورد؟! امروز بار ديگر چند نفر از ياران دبستاني ما بازداشت شدند و به آغوش ساير دانشجويان دربند بازگشتند و ما در مرداب متعفن خودخواهي، جاه‌طلبي و منفعت‌طلبي غوطه‌وريم. مردابي كه ناخودگاه‌ ما را به ياد جمله زيباي معلم شهيد مي‌اندازد كه " آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند". اكنون مجالي بر سخن گفتن و تحلیل كردن اين اقدامات نيست، بلكه بايد در سوگ دوستانمان به منش آنان وفادار ماند تا لااقل كاري زينبي كرده‌ باشيم.

اعضاي دفتر تحكيم بارديگر بايد بر مسالمت‌آميز بودن مش و منش خود تكيه كنند و در بازي طراحي شده مخالفان آزادي و برابري مبني بر اقدامات تند و غيرعقلاني قرار نگيرند و در نبود اعضاي شوراي مركزي اين اتحاديه، سكان كشتي را به دست گيرند تا روزي به ساحل مراد رسيم.

امروز بايد بارديگر با اقتدا به مولايمان حسين بن علي(ع) به دشمنان دين و دنياي خود بگوييم " إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا فى دنياكم " ( اگر دين نداريد و از قيامت نمى هراسيد، لااقل در دنياى خود آزادمرد باشيد )

+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 8:11 |

نوشته‌ای از مریم شبانی:

دو هفته است كه سلول های زندان اوين، ميهماناني متفاوت را ميزباني مي كنند. ميهماناني به غايت آگاه و ميزباناني به غايت نادان. نبض جنبش دانشجويي اين روزها در اوين مي زند چه آنكه نمايندگان دو نسل از دانشجويان عضو انجمن هاي اسلامي، دو هفته است كه سكونت اجباري در اوين را تجربه مي كنند. دو هفته بي خبري و بلاتكليفي، دستاورد خانواده هايي نگران است و ساعت ها بازجويي و فشار رواني، ره آوردي ناميمون براي پانزده زنداني بي گناهي كه از سلاح انتقاد، ابزاري براي اصلاح جامعه ساخته بودند. آنان سوداي انقلاب نداشتند كه اصلاح طلبي مرامشان بود و انتقاد، شيوه رسيدن به مقصودشان. اصلاح طلبي آنان نيز البته نشاني از آنچه اين سال ها اصلاحات ناميده شد، نداشت كه آنها سلاح انتقاد را از مدت ها پيش به روي سياست مردان اصلاح طلب نيز نشانه رفته بودند چراكه در باور آنان، اصلاح طلبي ناب ميانه اي با سياست ورزي هاي رياكارانه اصحاب قدرت نخواهد داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 8:8 |

برای عبدالله مومنی و روزهای سخت سلول انفرادی 

 

نوشته‌ای از رشید اسماعیلی:

 

«من رستاخيزی پس از مرگ ندارم،ولی برخاستنی دارم در زندگی، و اگر قادر نيستم روی آب راه بروم اما  در عوض جانی امیدوار و پيش رونده دارم که مرا به پيروزی خواهد رساندو همه ی معجزه در اين است»

                                                                                                                  بلوا وودلاک

    

 (1)

شب را با کابوس آن ساعات و روزهای تلخ به صبح رساندم، روزهای هفده سالگی- دانش آموزی که با حضور در اعتراضی دانشجویی احساس بزرگی می کرد- ،آخرین نسل« توحید» بودیم «ما»، همانجا که حالا شده است «عبرت» -موزه ی عبرت- این کنایه اما از عبرت چه کس است ، عبرت «ما»، یا عبرت «آنها»، خیال آن «آیینه ی معروف شعر خاقانی» در سرم نفیر می کشد و حکایت« دیوان مدائن» و دیگر «دیوانهای ویران» در خاطرم می گذرد*، به خود می گویم«این نیز بگذرد» ،  «چنان نماند»، پس قدر مسلم «چنین نیز نخواهد ماند».باری، «۲۰۹» اوین هم موزه خواهد شد،موزه ی عبرت!

حالا هشت سال گذشته است،ما سودایی خام در سر پروریده بودیم. نمی دانم به خامی آن روزها باید گریست یا خندید...  شعارها را در ذهن مرور می کنم، دو تایش بیشتراز بقیه در ذهنم مانده: می کشم- می کشم،آنکه برادرم کشت. با چه حرارتی این شعار را از ته حلقوم فریاد می زدیم حالا اما چنانکه بارها گفته ام، می دانم که«خون» را نمی بایست با «جنون» هم قافیه کرد که «خون به خون شستن، محال آمد،محال».شعاردیگر اما چه بود؟

- به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد...

 وای خدای من چه بی رحم بودیم ما، مگر می توان با «مادر» چنین سخن گفت. به یاد اشکهای مادر محمد هاشمی می افتم. یاد اشکهای مادر عباس حکیمی زاده و دیگر دانشجویانی که با هزار آرزوی مادر روانه ی دانشگاه شدند و حال با هزار ترفند آنانکه خصم عقل و دانشند به بند رفته اند...

18 تیر را اما نمی توان بی یادی از احمد باطبی(در بند) و عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی گرامی داشت.

                                                                   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در دوشنبه 1 مرداد1386 و ساعت 8:5 |

نوشته‌ای از ثمینا رستگاری:

عبدالله مومني سخنگوي ادوار تحكيم وحدت در زندان است. او پيش از اين نزديك به يك دهه در انجمن‌هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت فعاليت كرده است و هنوز موقعيت خود را در ساختار سياسي ايران حفظ كرده است. در سال‌هايي كه چند ماه زندان مي‌توانست بهترين دليل براي رفتن از ايران باشد او نرفت و ماند و در تمام اين سال‌ها توانست دفتر تحكيم وحدت را هم از وادي قدرت‌خواهي بيرون كشد و هم از آنها كه آزادي را در كوله‌پشتي‌هاي سربازان امريكايي جست‌وجو مي‌كنند تبري جويد و در اين راه در مقابل طيف وسيعي از آنها كه به دست آوردن يك پست دولتي مي‌توانست انگيزه فعاليت سياسي‌شان باشد تا آنها كه بقا را نه در نقد قدرت كه در پخش پوسترهاي تبليغاتي مي‌ديدند مقاومت كند.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:23 |

نوشته‌ای از مهرانگیز کار:

اقرار صحيح ويژگي هايي دارد. اقرار بر ضد خود و ديگران در برابر دوربين هاي تلويزيوني که در محوطه زندان نصب مي کنند از مصاديق اقرار غير صحيح، بي اعتبار و غير قابل استماع است. اقارير تلويزيوني هاله اسفندياري و کيان تاجبخش نه فقط با موازين جهاني حقوق بشر در تعارض است، بلکه با ويژگي هاي و شيوه هاي ذکر شده در شريعت اسلام هم سازگار نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:21 |

نوشته‌ای از جلال‌الدین حجتی:

دل نگرانم! هر چه مي انديشم و به كتابچه ذهن خويش مراجعه مي كنم، انگار هيچ گاه روزهايي اينچنين دل نگران نداشته ام.

ديشب اولين قسمت فيلم تصنعي اعترافات دو آمريكايي ايراني تبار به همراه اعترافات رامين جهانبگلو پخش شد. فيلمي كه هر چند اتهام مشخصي را به جز فعاليت داشتن در آمريكا و البته در زمينه ايران!!! به آنها بار نمي كرد، اما شايد هدف ديگري را در بطن خود مي پروراند. افشاي انقلاب مخملين يا رنگين كه توطئه اي از طرف ‌آمريكاست براي سرنگوني حكومتهايي كه حتي تلويزيون ايران هم ابايي ندارد كه مثلاً بگويد 15 سال حاكميت بلامنازع داشته اند(آقايف در قرقيزستان) و البته تأكيد بر ضرورت مبارزه با مسببان و عاملان آن يعني جوانان و دانشجويان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:18 |

نوشته‌ای از فخرالدین حیدریان:

اصطلاحاتی مانند انقلاب مخلمین یا انقلاب های رنگی پس از وقوع تحولاتی در برخی از کشور های آسیای میانه به شکلی جدی وارد تحلیل های سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه از جمله ایران شد.

تعریفی جامع این شکل از تحولات را می توان اینگونه ارائه کرد : حرکاتی اعتراضی با منشاء و خواست داخلی نسبت به حکومت یا دولت حاکم با تکیه بر نیروها و تشکل های مدنی که حمایت مادی و رسانه ایی خارجی در تسریع وبه نتیجه رسیدن آن نقش مکمل را دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:15 |

نوشته‌ای از فریبا داوودی مهاجر:

حاکمیت دوگانه ای که به نام اصلاحات در هشت سال دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی شکل گرفت فرصت مناسبی برای ایجاد و شکل گیری حرکت هایی بود که بعدها نام خرده جنبش اجتماعی را به خود اختصاص داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 13:12 |
نوشته‌ای از مریم شبانی:

از خانه عبدالله مومني مي آيم. خانه اي كه امروز عصر ماموران اطلاعات، نمي دانم آن را به قصد يافتن كدامين مدرك و سند، زيرورو كرده بودند. در صورت همسرش وقتي كه در را گشود نگراني موج مي زد و نفرت و در صورت معصوم دو فرزندش- امير و حميد- لبخندي تلخ؛ حسي دوگانه. ديدار پدر كه همراه مامورين آمده بود، شادمانشان كرده بود اما لاغري مضاعف پدر و ريشي كه بر چهره نشانده بود، لبخندشان را با تلخي همراه ساخته و آثار ضرب و شتم و كبودي بر روي بدن او اشك را برگونه امير 10 ساله اش جاري ساخته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پاسداران حریم دانشگاه در یکشنبه 31 تیر1386 و ساعت 12:58 |